تبليغاتX
عملیات پایگاه بسیج شهدای ایرنا

عملیات پایگاه بسیج شهدای ایرنا

در مورد گوشه اي از عملیاتهای 8سال دفاع مقدس و سرداران شهید

مقدمه

مطلع سخن را با گفتاري از امام راحل، پير و مراد بزرگ و قطب بسيجيان زمان، آشناترين و نزديك‌ترين انسان با بسيجي اين عنصر پاكباز جبهه حق زينت مي‌دهيم:

«مبارك باد بر كشور عزيز ايران و بر ملت شريف، رزمندگاني چنين قدرتمند و عاشقاني چنين محو جمال ازلي و سربازاني چنين دلباخته دوست كه شهادت را آرزوي نهايي خود و جانبازي در راه محبوب را آرمان اصيل خويش مي‌دانند.

افتخار بر رزمندگاني كه جبهه‌هاي نبرد حق را با مناجات و راز و نياز با محبوب خود عطرآگين نموده‌اند. فخر و عظمت بر جوانان عزيزي كه در راهي قدم برداشته و پاسداري از مملكتي مي‌كنند كه شكست‌ناپذير و سر تا سر پيروزي است.

من به شما دعا ميكنم، در مقابل خدماتي كه مي‌كنيد شرمنده هستم و نتوانستيم كاري انجام دهيم و شما ما را با فداكاريها و خدمتتان خجل كرده‌ايد و شما حجت را بر ما تمام كرده‌ايد. شما با كارهاي خودتان سبب مباهات و افتخار پيامبر اكرم (ص) شده‌ايد، شما امام زمان را رو سفيد كرده‌ايد، شما در پيشگاه خداوند متعال مقامي داريد كه ما بايد به شما غبطه بخوريم. شما موجب عزت اسلام و مسلمين و مردم ايران در دنيا گشته‌ايد. شما تاريخ را با عظمت و معنويت خود زرين و افتخار آميز كرده‌ايد. شما را ملائكه الهي فراموش نخواهند كرد. ارواح طيبه شهداي شما در خط مقدم به شبهاي حمله حاضر و ناظر هستند. شما ياوران خدا و پيامبر (ص) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و فاطمه زهرا و زينب كبري سلام‌الله عليها و امام زمان (عج) هستيد. خدا دشمنان شما را ذليل و خوار خواهد كرد.»

اين بيان بي‌تعارف و تكلف امامي است كه همواره راست گفت و گزافه در گفتارش راه نداشت. بنابراين شناخت وجودي اين چنين با عظمت از ضرورت‌هاي بزرگ است و ميسر نمي‌گردد مگر با روش و معيارهاي همان امام بزرگ. «بسيجي» از جمله واژه‌هايي است كه به لطف انفاس قدسي امام، تنها در لغتنامه و دائره‌المعارف انقلاب اسلامي يافت مي‌شود.

بدين ترتيب معلوم مي شود كه بسيجي مفهومي كلي‌تر از رزمنده است چرا كه مراتب بندگي فقط در جنگ نيست كه تبلور مي‌يابد بلكه در تمام شئون زندگي بشري عينيت دارد. بسيجي كسي است كه در هيچ يك از دسته‌بندي‌هاي مادي و متعارف قرار نمي‌گيرد.

نه متعلق به حزب است و نه متعلق به زمان، مكان، طايفه، صنف بخصوصي و نه هر دسته‌بندي ديگر، عبد خداست و انساني از تبار ابراهيم (ع) كه اسماعيل‌وار، مصصم و عاشقانه به مسلخ  عشق مي‌رود؛ راه حق مي‌جويد و سالك هميشه كوي دوست است.

« دكتر سيدحسن فيروزآبادي »


 

ويژگي‌هاي تفكر بسيجي

 

تفكر بسيجي با اوصاف اعجاب‌آورش چيزي نيست جز برنامه بي‌نظير توحيد و عدالت ‌خواهي و شاخصه‌هاي آن چنين است:

1. پيوند و بيعت با ولايت: از محمد (ص) و علي (ع) تا  مهدي (عج) و در زمان غيبت با ولايت فقيه

2. ايمان و اخلاص: تفكر بسيجي بيش از هر چيز بر ايمان  خالص و محض به غيب مبتني است، ايمان به الله با همه اسماء و اوصاف جمال و جلالش بدون ذره‌اي ترديد با شرك.

3. حريت در عبوديت: در اين مكتب بندگي نه از روي طمع و نه از روي خوف بلكه از روي آزادگي و عشق به معبود است؛ همان گونه كه امير مؤمنان در وصف خويش بيان فرمود لذا بسيجي بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از اين است كه غير از اين باشد.

4. اطاعت آگاهانه: از آنجا كه بسيج در اصل خود تبلور آيه شريفه «اطيعوا الله و اطيعو الرسول و اولي‌ الامر منكم» (نساء – 159) است، بدون ترديد اطاعت و فرمانبرداري آگاهانه در تفكر بسيجي جايگاه منحصر به فردي را به خود اختصاص مي‌دهد زيرا در تفكر بسيجي عنايت نهايي براي انسان، كسب رضايت معبود است و چنين غايتي جز با فرمانبرداري مطلق از اوامر الهي كه همانا عمل به تكليف معين شده از سوي امام و ولي فقيه در زمان غيبت است، حاصل نمي‌شود.

5. عدالت خواهي: از مهمترين ويژگي‌هاي تفكر بسيجي عدالت خواهي همه جانبه است در همه ابعاد اجتماعي، حقوقي، سياسي، اقتصادي، اخلاقي.

بسيجي تفسير عدالت علي (ع) است كه به قيمت تمام جهان حاضر نيست به قدر گرفتن پوست جويي از دهان مورچه‌اي به كسي ستم كند اگر چه آن كس دشمن او باشد. بسيجيان به حكم «كونوا قوامين لله شهداء بالقسط...» (مائده – 8) قائمان به قسط هستند و بد كاري هيچ قومي آنها را به ستمكاري نمي‌كشاند. خودداري رزمندگان ما از مقابله به مثل با جنايات صدام عليه مردم از همين تعهد ناشي مي‌شد.

6. ظلم ‌ستيزي: بسيجي مصداق فرياد عادل‌ترين مظلوم و مظلومترين عادل خلقت يعني فرياد «كونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا» كه امير مؤمنان (ع) است. بسيجي فرمانبردار امامي است كه فرمود: «ما تا آخر در كنار مظلومان جهان مي‌ايستيم و با ظالم مي‌جنگيم» يعني ما تا فناي فتنه در جهان مجاهده مي‌كنيم (انفال – 39) و در ميدان مبارزه با ظلم، لبه تيز شمشير خود را متوجه ريشه همه مظاهر فرهنگي، حقوقي. اقتصادي. سياسي و اجتماعي ستمگران مي‌كنيم و تا قطع تمام آن ريشه‌هاي متعفن از پاي نخواهيم نشست.

7.شهادت طلبي: اشتياق غرقه شدن در خون خود همواره بزرگترين آرزوي اولياي الهي بوده است و «فزت و رب الكعبه» زبان حال همه عاشورايياني است كه يك عمر استغاثه براي توفيق شهادت در راه خدا را پيشه خود مي‌ساختند و در انتظار آن بيتابانه لحظه شماري مي‌كرده‌اند.

داستان پيشي گرفتن اصحاب امام حسين (ع) در ميدان كربلا و رزمندگان ما در ايام دفاع مقدس علاوه بر اثبات اين حقيقت شگرف، گوياي اوج از خود گذشتگي و كمالي است كه از آشكارترين ويژگي‌هاي تفكر بسيجي است.

8. ايثارگري كريمانه: هر چند ايمان خالص به غيب، اين باور را كه انسان هر چه را در اين دنياي مادي در راه خداوند از دست بدهد در واقع حقيقت آن را اعلا مرتبه‌اش به دست آورده است، در تفكر بسيجي ايثارگري معناي گسترده‌تري دارد و آن از خود گذشتگي است به تمام معنا. همه چيز براي رضاي خداوند در طبق اخلاص گذاشته مي‌شود.

9. زهد و قناعت: پس از روشن شدن ارتباط عميق ايثارگري با تفكر بسيجي، ديگر نمي‌توان آن را منهاي زهد و قناعت تصور كرد زيرا اساس اين تفكر بر چيزي است كه حتي سايه رفاه ‌طلبي، راحت‌ طلبي، شكمبارگي، اسراف، تبذير، تجمل پرستي، دنيا دوستي، در قاموس آن راه ندارد.

تفكر بسيجي اين است كه بار زهدي علي‌وار، توشه‌اي از ساده‌ترين طعام‌ها و سرپناهي از بي‌تجمل‌ترين بناها و پوشاكي از مردمي‌ترين پوششها را به همراه دارد. بسيجي هنوز تصوير خانه گلي علي (ع) و اتاق كوچك امام خميني «ره» و حسينيه بي تجمل جماران را بر لوح دل خويش دارد و مي داند كه:

«تفكر بسيجي يعني عزم راسخ مبارزه و اين همان طور كه امام بسيجيان فرمود: با رفاه‌طلبي و راحت طلبي هرگز سرسازش ندارد.» (امام خميني «ره»، فرياد برائت 1366)

10.  تواضع و صميمت: اصولاً آن چه بوي تكبر و خود بيني مي‌دهد هزاران سال از فرهنگ متعالي بسيج و تفكر بسيجي فاصله دارد زيرا بسيجي بيش از هر چيز همه سدهاي منيت و خودبيني را در هم شكسته است او در ميان اسماء الهي محو، و در ميان بندگان خدا ناشناس است، او علو و مرتبت را از آن خدا مي‌بيند و اسوه‌اي دارد كه هر گاه تازه‌ واردي بر جمع او و يارانش وارد مي‌شد، نمي‌توانست بدون راهنمايي ياران ديگر او را از ديگران بازشناسد (سنن النبي علامه طباطبايي) او سردار رشيدي چون  مالك اشتر داشته است كه از شدت تواضع، جاهلان بر او جسارت مي‌كردند و او با كرامت آنان را دعا مي‌كرد.

او امامي دارد كه دعوت فقرا را به صرف غذايي از آب استخوان پخته مي‌پذيرد و پيامبري دارد كه چون بردگان، متواضعانه مشي مي‌كند و همچون آنان طعام صرف مي‌كند و همچون آنان جلوس مي‌كند در حالي كه عزيزترين و شريفترين است نزد خداي (نهج‌البلاغه خطبه 159 از فراز 22). خود او آن گاه كه در كنار زيردستان خود بر پشت وانت سوار مي‌شود و ديگران را بر جاي بهتر مي‌نشاند مي‌خواهد بگويد كه من پرچمدار تفكر بسيجي‌ام. تفكر آن پيامبري كه در زمان رواج رفتارهاي اشرافگرانه و استكباري سفيانيان در اوج عزت و اقتدار بر استر يا چارپايي بدون زين و پالان سفر مي‌كرد (سنن النبي علامه طباطبايي) بر بوريايي مي‌آرميد و پياده مسافت‌هاي طولاني كوچه‌هاي مدينه را طي مي كرد و همه اينها در حالي بود كه حتي جبرئيل شايسته همراهي او تا «قاب قوسين اوادني» (النجم – 9) نبود.

11.  شجاعت و دلاوري: حركت شجاعانه پيامبر اكرم (ص) در صفوف مقدم نبرد با دشمنان، مبارزه يك تنه حضرت امير (ع) با قوي‌ترين پهلوان عصر خويش آنجا كه يك ضربت او بر همه عبادات جن و انس برتري يافت و ايستادگي شجاعانه مظلومان كربلا در برابر سپاه بي‌شمار قساوت پيشگان يزيدي همه و همه برگهاي زريني از پرونده درخشان شجاعت‌هاي اعجاب انگيز تربيت‌ شدگان مكتب اسلام ناب يعني تفكر بسيجي است.

12. صلابت و كوبندگي: تفكر بسيجي آن گاه كه دفاع از كيان اسلام و عزت مسلمين و حقوق مستضعفين در ميان باشد، صيقل دهنده شمشير عدالتجو و ظلم ستيز رزمندگان و استحكام بخش گام‌هاي استوار همراهان و ياران رسول‌الله خواهد بود. چه اينان در كنار رسول‌الله (ص) اشداء عل الكفار (فتح – 21) هستند و نامشان چون نام مولايشان لرزه بر اندام منحرفان و مفسدان مي اندازد.

13.  ابتكار و خلاقيت: طراحي خندق در نبرد احزاب، آنگاه كه جمعيت مؤمنان در محاصره سهمگين كفار و مشركين قرار داشتند، نشان داد كه عنايت الهي چگونه اذهان اهل ايمان را به نور خود پويا مي‌كند و البته اين امري بديهي است. او خود وعده فرموده: «ان تتقوا الله يجعل لكم فرقاناً». (انفال – 29) او كه به اهل تقوي شناخت عالي از همه رموز خلقت مي‌دهد، طبيعي است كه كشف رموز جهان مادي در چنين مكتبي براي اهل ايمان و تقوي بسيار پيش افتاده خواهد بود.

تفكر بسيجي، ذهن را چنان صيقل مي‌دهد كه پرده‌هاي غيب را كنار مي‌زند. حال چگونه در وادي روابط و حوادث مادي چيزي بر صاحب اين تفكر مي‌تواند پوشيده بماند. اقدامات شگفت‌آور امام بسيجيان در مقاطع مختلف انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و نيز صدها نمونه استثنايي از ابتكارات رزمندگان اسلام در صحنه‌هاي دفاع مقدس، حقايقي است كه نشانگر شكوفايي استعداد ابتكار و خلاقيت در مؤمنان است.

14.  شاخصه‌هاي ديگري نظير عزت نفس، گمنامي و دوري از شهرت طلبي. مديريت و تدبير شايسته، غيرت و جوانمردي، تعهد و وفاداري، صبر و پايداري، ترحم و نوع‌دوستي حتي با دشمنان، عبادت و استغاثه به درگاه خداوند، تكبر در برابر استكبار و ... نيز همگي در فرهنگ و تفكر بسيجي از درخشندگي خاصي برخوردارند كه به جهت رعايت اختصار از بيان آنها پرهيز مي‌شود.

 

فرماندهان جنگ

با نگاهي به فرماندهان دوران دفاع مقدس مي‌بينيم «فرمانده» بسيجي خود بسيجي رشيد و پيشروي است و مي‌توان گفت فرمانده بسيجي خود نمي‌تواند، جز بسيجي باشد؛ چرا كه فرمانده تنها هنگامي در سازماندهي، راهبري، تهييج و عملكرد نيروهاي خود موفق است كه بر قلبها و دلهاي آنان فرمان براند نه فقط بر اجسام و شمشيرهايشان. اگر  مي‌بنيم كه سرداران والامقامي چون شهيد باكري، شهيد حاج همت و شهيد خرازي چنين بر نيروهاي تحت امر خود تأثير گذاردند، بدين دليل است كه آنها فقط فرمانده  نظامي نيروهايشان نبوده‌اند، بلكه قبل از چيز آنها خود «بسيجي» بوده‌اند يعني در ميدان جنگ و افتخار علمداري و جلوداري سپاه را بر عهده داشته‌اند و در وقت عبادت و نياز، پارساترين بندگان بوده‌اند. اين است معني تجلي فكر بسيجي در فرمانده جنگ. همراه با رزمندگان و نشستن و برخاستن و در عين حال در عوالمي ديگر به سير و سلوك پرداختن؛ همانگونه كه مولاي  متقيان در موردشان مي‌فرمايد:

اهجم بهم العلم علي حقيقه البصيره و باشروا روح‌اليقين و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بماستوحش منه الجاهلون و صحبو الدنيا بأبدان اروحها معلقه بالمحل الاعلي؛ اولئك خلفاء الله في ارضه و الدعاه الي دينه، آه آه شوقاً الي رويتهم. (حكمت 147- نهج‌البلاغه)

امواج علم براساس حقيقت ادراك و بصيرت بر آنها هجوم برد و يكباره آنان را احاطه كرد و  جوهره ايمان و يقين را به جان و دل خود مس كردند.

آنچه را خوشگذرانها سخت و ناهموار داشتند، نرم و ملايم و هنجار انگاشتند و به آنچه جاهلان از آن در ترس و وحشت بودند انس گرفتند.

فقط با بدن خاكي خود همنشين دنيا شدند، با روح‌هايي كه به بلندترين قله از ذروه قدس عالم ملكوت آويخته بودند. ايشانند در روي زمين جانشينان خدا و داعيان بشر به سوي دين خدا. آه آه چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم!

با بهره‌گيري از مصونيت و حكمت امير‌المؤمنين عليه‌السلام از زاويه ديگري به موضوع مورد بحث نظر بيفكنيم. در تعريف بسيجي گفته شد كه او ثمره اصل ولايت فقيه است و در نتيجه شيفته آن. از آنجا كه اولين ولايت از حضرت رسول اكرم (ص) و سپس از آن امير مؤمنان علي (ع) است بنابراين بسيجي در واقع شيعه راستين علي (ع) بي‌ترديد صحابه حضرت امير (ع) از جمله اولين «بسيجي»‌هاي تاريخ اسلامند.

همه آن تعاريفي كه درباره بسيجي قبلاً گفته شد در اصحاب حضرتش متجلي است. آنها هم مانند بسيجي‌هاي زمان ما انسان‌هاي عاشق و شيدايي بوده‌اند كه عنان هستي خود را مطلقا در اختيار امام خويش قرار داده بودند.

اگر صحابه امير المؤمنين (ع) در واقع بسيجي‌هاي آن زمان بوده‌اند بي‌شك وجود مقدس امير‌المؤمنين (ع) نيز فرمانده آنها محسوب مي‌شوند كه مولاي ما مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي فرمودند بسيجي، علي‌ (ع) است. بنابراين تجلي تفكر بسيجي در فرمانده را مي‌توان در سخنان و مكتوبات گهربار علي (ع) و در چهره سيرة پيروان راستين امير المؤمنين يعني فرمانده بسيجي صدر اسلام و فرماندهان بسيجي دفاع مقدس مشاهده كرد.

حقانيت دفاع مقدس

در بيشتر جنگ‌هايي كه در جهان رخ داده است ديده مي‌شود كه متجاوز و مدافع از هر دو از مسير حق و حقيقت دورند و مدافع، جان و مال در برابر ارزش‌هايي مي‌بازد كه در اصل كم بهاست و از نظر حق طلبي يا دفاع براي حق، هيچ ارزشي براي اين دفاع  نمي‌توان قائل شد. هر چند كه در بخشي از همين جنگها مدافع و متجاوز هر دو به اندازه متعارف از مسير حق دورند يا حتي مدافع نادان خوي تجاوزگرانه پيشينيان خود را پرداخت مي كند و ... لكن دفاع مقدس متعلق به نظامي است كه به هيچ وجه شائبه باطل و حركت خلاف مسير حق در آن راه ندارد كه اثبات اين امر در حقيقت به منزله اثبات نور و روشنايي است كه در ابعاد و روشها و سليقه‌هاي گوناگون انجام شده است و مجال آن در اين بحث نيست.

 

هدف‌هاي دفاعي

در اغلب نبردهاي دفاعي، همچنان كه ذكر شد، اهداف و موضوعاتي كم ارزش و غالباً مادي مطرح است؛ حداكثر اين است كه داعيه دفاع از وطن دارند! حال اينكه در دفاع مقدس بحث بر سر حفظ و دفاع از انقلاب اسلامي و عزت و شرف اسلام، قرآن، ولايت و مسلمين است و متجاوز در پي رويارويي با انقلاب اسلامي و كوبيدن عزت و شرف مسلمين بود؛ هر چند كه در اين راستا دفاع از استقلال و تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران به عنوان مركز اسلام ناب نيز مطرح بود و اين موارد نيز جايگاه مهمي در اهداف دفاعي جمهوري اسلامي ايران دارد اما همانطور كه گفته شد در اساس هدفهاي دفاعي ما، دفاع از انقلاب اسلامي و عزت و شرف و مصالح و منافع امت اسلام مطرح است كه در كمتر جنگي چنين اهدافي معنوي، فراگير و الهي بوده است.

هدف‌هاي رهبري و فرماندهي صالح

 در اغلب جنگ‌هاي متعارف و متداول، متجاوز و مدافع براي دسترسي به اهداف خود از هيچ حيله و ترفند و بكارگيري هر روش ممكن ولو نامشروع، غفلت و پرهيز نمي‌ورزد، حال اينكه در دفاع مقدس به رغم فشارهاي ناجوانمردانه دشمن و اتحاد و يكپارچگي دنياي كفر و استكبار عليه ما، ميدانداران اين دفاع مقدس با رهبري و فرماندهي حضرت امام خميني، آن مرد صالح بزرگ از روش و ابراز حق غفلت و دور نجستند و در همه عرصه‌ها سعي بر ارائه روش اسلامي قرار داشت.

 

ايمان مذهبي در دفاع مقدس

 ايمان مذهبي در دفاع مقدس در صحنه‌هاي گوناگون و افراد مختلف مانند فرماندهان جنگ، نيروهاي رزمنده، فرمانده  معظم كل قوا و... هر يك به گونه‌اي است كه تبلور و تجلي خاص خود را داشته است كه شايسته بود در صورت مجال بيشتر به صورت مستقل به هر يك پرداخته شود كه ما به بيان كلي‌ترين آن بسنده مي‌كنيم.

1. استراتژي دفاع مقدس از ابتدا تا انتها تبلور ايمان مذهبي با امامت و فرماندهي امام

2. هدفها و روشهاي دفاعي ملت ايران تبلور ايمان مذهبي آنها با امامت و فرماندهي امام

3. جلوه‌هاي خلوص و معنويت در جاي جاي دفاع مقدس

4. تحمل سختيها و شدايد در صحنه ها و عرصه هاي مختلف نبرد

5. ايثار و از خودگذشتگي باور نكردني براي بسياري از مردم جهان

6.  جلوه هاي گوناگون تعبد و تهجد در دفاع مقدس

7.  عمل به تكليف و اصل را بر انجام وظيفه گذاردن نه نتيجه

8.   نصب العين بودن سفارش هاي پيامبر اكرم (ص)، ائمه‌ (ع) و... در مدارا با اسيران، پرهيز از روش هاي غير اسلامي و ...

9.   شهادت را فوز عظيم دانستن و به استقبال آن رفتن

10.  خدا را در همه حال اصل قرار دادن و به او توجه داشتن

11.  برتري دادن منافع و مصالح نظام بر منافع خود، خانواده، آينده‌نگري هاي مادي و ...

12.  پيشي گرفتن در خيرات و پيشقدمي در خطرات

13.  پرهيز از عجب و غرور در پيروزي‌ها و نااميدي و يأس در عدم موفقيتها

14.  كارها را به خدا واگذار كردن و اتكا و اتكال معنوي و عميق به خداي يگانه

 

تبلور روحيه بسيجي فرماندهان در تاكتيك و تكنيك در دفاع مقدس

 

اگر بپذيريم كه تاكتيك، روش و شيوه كلي انجام كاري و تكنيك، انجام ماهرانه آن كار باشد، بايد گفت در دفاع مقدس ما اوج تاكتيك و تكنيك را كه الهام گرفته از ايمان مذهبي، روحيه بالا و انگيزه انجام كار است، مشاهده مي‌كنيم. اين در حالي است كه بخش عظيمي از پيكره اين دفاع مقدس، آموزش‌هاي كلاسيك را نديده بودند. از سوي ديگر مواردي از ابتكار و خلاقيت در عرصه تاكتيك يا تكنيك توسط دشمن بعثي و در مقابله با ما اگر ديده، يا گزارش شده است با حيلت شياطين و همفكري مستشاران و كارشناسان خارجي و بهره‌گيري از تكنولوژي پيشرفته است كه آن را بايد به منزله امداد استكباري و دنيايي براي دشمن قلمداد كرد. مواردي از جلوه‌هاي تكنيك و تاكتيك را در دفاع مقدس مرور كنيم:

الف – يكي از اساسي ترين و مهمترين اصول نظامي اين است كه در جنگ همواره از نقاط قوت دشمن پرهيز و بر نقطه ضعف او حمله برد. همچنين نگذاريم دشمن از نقاط قوت خود عليه ما استفاده كند و عليه نقاط ضعف ما وارد عمل شود. بطوري كه ثابت شده است سرنوشت بسياري از شكستها و پيروزي ها در تاريخ، مرهون به كارگيري يا عدم توجه به اين اصل بوده است. تاريخ دفاع مقدس پر است از تاكتيكهايي كه رزمندگان اسلام در اين رابطه به كار بسته اند از قبيل:

1.      عمليات در هور و بي اثر كردن يگانهاي تانك دشمن (البته منظورهاي ديگر هم بوده است.)

2.      عمليات در كوهستان و بي اثر كردن يگانهاي مكانيزه و زرهي دشمن

3.      عمليات در  مناطق ذوعارضه به منظور حداكثر بهره‌مندي از توانمنديهاي نيروي خودي

ب – تاكتيكهايي كه هم به منظور بي اثر كردن نقطه قوت دشمن و هم به منظور غافلگير كردن دشمن انجام مي‌شد از قبيل:

1.      عمليات شبانه كه عمده عمليات هاي رزمندگان اسلام را تشكيل مي دهد.

2.      عمليات فريب تاكتيكي و ...

پ – تاكتيكهايي كه زمان و مكان انجام عمليات در وهم و تصور نظامي و كاربردي دشمن نمي‌گنجيد مانند:

1.      عمليات والفجر 8 (در مكاني كه دشمن آن را بعيد مي‌دانست.)

2.      عمليات كربلاي 5 (در زمان و مكاني كه دشمن بعيد مي‌دانست.)

3.      عمليات والفجر 9 (در زماني كه دشمن انتظار آن را نداشت.)

و ...

ت – تاكتيكهاي ويژه عمليات نامنظم كه با برد، عمق، غافلگيري و سرعت هر چه تمامتر انجام مي‌گرفت نظير عمليات فتح.

ث – تاكتيكهاي عراقي كردن جنگ و استفاده از كردهاي شمال عراق و شيعيان جنوب كه با كمترين هزينه، بيشترين و سنگين‌ترين ضربات را به رژيم بعثي فرود مي‌آورد.

ج – تاكتيكهاي ويژه و  منحصر به فرد مربوط به فرماندهي و كنترل نيروها با توجه به چندگانگي نيرو در جبهه

ح – تاكتيكهايي كه عمدتاً تكيه بر نقطه قوي نيروهاي خودي (نيروي عظيم بسيج و انسانهاي با انگيزه و ...) داشت و ... در عرصه تكنيك نيز به مواردي همچون:

1.      تكنيكهاي عبور از رودخانه (مانند والفجر 8 و ...)

2.      تكنيكهاي عبور از هور (مانند خيبر و ...)

3.      تكنيكهاي عبور از خطوط مقدم (در بيشتر عملياتها)

4.      تكنيكهاي فريب و نمايش قدرت (الكترونيكي، ماكت، جابجايي، اطلاعاتي و ...)

5.      تكنيكهاي رزم شبانه (نوار شبرنگ، مبنا كردن خط هجوم، تكبير و صلوات و ...)

6.      تكنيكهاي رزم دريايي (تصرف اسكله البكر و الاميه، حمله قايقهاي تندرو، نصب تجهيزات روي شناورهاي سبك و ...)

7.      تكنيكهاي شناساسي (پرنده هاي بدون سر نشين، نفوذ، برجكهاي متحرك و ...)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 

 

 *در پنجم آذرماه سال 1358 با صدور فرمان حضرت امام خميني «رضوان الله عليه» بسيج مستضعفين» تشكيل شد و در حقيقت با اين فرمان «نخستين سنگ بناي مقاومت بسيج در دوران انقلاب گذاشته شد.

شايد آن روز هيچ كس نمي‌دانست كه آنچه شكل مي‌گيرد، عزت و عظمت امروز و فرداي اسلام و انقلاب كشور رقم خواهد زد، اما امام خميني رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، در مبارزه حق طلبانه‌اش با استكبا رجهاني تنها راه نجات و پيروزي را پس از اتكا به قدرت الهي و پشتيباني نيروهاي عظيم مردمي مؤمن و مقاوم كه همواره حامي استوار راه حق بوده‌اند، دانستند و با اتكا بر همين اهرم توانستند يك نظام كارآمد مردمي تاسيس كنند، آن اهرم چيزي جز، بسيج نبود. تنگناها و محدوديتهايي كه دشمنان انقلاب طي سالهاي پس از پيروزي چه از نظر سياسي، و چه از نظر اقتصادي و چه از نظر نظامي براي جمهوري اسلامي ايران بوجود آوردند، همه در برخورد با اين سد استوار انقلاب كه يكي پس از ديگري با ناكامي مواجه شدند و اين ناكاميها جهانيان را وادار كرد كه درايت حضرت امام خميني «ره» را در بوجود آوردن چنين نيروي عظيمي آن هم در همان سالهاي اوليه انقلاب تحسين كنند. چرا كه ايشان آگاهانه دريافته بودند بايد خلاءهاي ناشي از محدوديتهاي بوجود آمده توسط دشمنان را با استفاده از امكانات موجود، مخصوصا استعدادها و خلاقيتهاي مردم مسلمان كشور پر نمود. برهمين اساس بود كه آن عزيز دوران در پنجم آبانماه 1358 جوانان شجاع، مومن، متعهد و عاشق ملت مسلمان ايران را به سوي مدرسه‌اي خواندند كه بعد ها «مدرسه عشق» نام گرفت.

نيرويي كه امام آن را به درستي شناسايي كرد و بر آن تكيه نمود، ايمان توده‌هاي مردم بود و بسيج مستضعفين «در جمهوري اسلامي ايران نيز از همين سرچشمه جوشيد. درخشش بسيج در دوران دفاع مقدس، در صحنه‌هاي پشت جبهه، در دفاع از ارزشها در بالا بردن توليد، در حفظ و نگهداري و گردش چرخهاي صنعت و در مقابله با توطئه‌هاي رنگارنگ دشمنان و جنگهاي رواني پي در پي كه عليه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي هر روز به راه افتاد و هنوز هم به راه مي‌افتد همه از ثمرات به فعليت در آمدن ايمان توده‌هاي مردم توسط «امام خميني » بود كه منجر به پيدايش «فرهنگ بسيجي» گرديد.

بسيج را حضرت امام «ره» اينگونه توصيف مي‌كند : «بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوات يقين و حديث عشق مي‌دهد. بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته‌هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند. بسيج ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامي است كه تربيت‌ يافته‌گان آن، نام و نشان در گمنامي و بي‌نشاني گرفته‌اند. بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكيل آن را همه، مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.[1] بارزترين جلوه‌هاي «فرهنگ بسيجي» كه براي بار اول توسط امام خميني «ره» معرفي و بسط داده شد، ساده زيستي و خطركردن در همه ميدانها است. همين فرهنگ با همين جلوه‌هاي ارزشمند و كارساز بود كه فاتح همه ميدان‌ها شد.

پيروزي انقلاب اسلامي و تاسيس نظام جمهوري اسلامي ايران نيز، اولين محصول فرهنگ بسيجي «بود» . پيروزي در جنگ تحميلي و حماسه‌ سازيهاي درخشان در صحنه هاي دفاع مقدس محصول ديگر اين فرهنگ است. جهاد سازندگي با همه جلوه‌هاي زيبايي كه در عرصه‌هاي توليد، عمران، صنعت و كشاورزي، سازندگي و تعاون دارد، محصول ديگر «فرهنگ بسيجي است.»

حضور موفق و كارساز در ميدانهاي مختلف امداد و كمك رساني به سيل‌زدگان، زلزله‌زدگان ، محرومان و همه نيازمندها در زمينه‌هاي مختلف حتي مبارزه با مواد مخدر و فعاليت در امر بهداشت و درمان، توليد و صنعت، از جلوه‌هاي ديگر «فرهنگ بسيجي» است.

هر جا سراغي از شهادت، جانبازي و ايثار و فداكاري است فرهنگ پر افتخار و كارساز بسيجي در آنجا حضور دارد و در كنار اين همه كرامت و خدمت، بزرگ منشي و آزادگي زيباترين خصلتي است كه در وجود بسيجيان موج مي‌زند اين همان فرهنگ پيروز و راهگشا دوران انقلاب است كه از كلام و روش و منش حضرت امام خميني سرچشمه گرفت و در جان جوانان ميهن اسلامي جريان يافت.

اما اكنون بايد اعتراف كنيم كه «فرهنگ بسيجي» يعني فرهنگي كه آن همه پيروزيها به ارمغان آورد مهجور و مظلوم است.

«فرهنگ بسيجي» در هر حال دشمنان كينه‌توزي هم دارد كه نبايد از وجود آنها غافل بود. دشمنان فرهنگ بسيجي اگر چه در جامعه ما فاقد هرگونه ريشه و پايگاه اجتماعي هستند اما نبايد نسبت به لطمه‌هاي ناشي از كينه‌توزي آنها بي‌تفاوت باشيم. آنها همانند آفت هستند و بايد جامعه را در برابر زيانهاي احتمالي آنها بيمه كرد.

آن دسته از عناصر نفوذي كه فرصت‌طلبانه در هر جا رخنه كرده‌اند ماموريت دارند تا «فرهنگ بسيجي» را در جامعه كمرنگ سازند. اما دشمنان فرهنگ بسيجي، مردم سلحشور ايران را به درستي نشناخته‌اند و در چهارچوب ماموريت خود به تلاش بيهوده‌اي ادامه مي‌دهند كه دقيقاً در جهت تقابل جدي با فرهنگ و اعتقادات مردم انقلابي ايران است.

آنها كه سعي دارند بسيج و بسيجي را «سمبول خشونت» معرفي كنند و ترويج فرهنگ بسيجي را نشانه از ترويج «نظامي‌گري» قلمداد نمايند، در واقع در خدمت دشمنان انقلاب و اين ملت در آمده‌اند و به انجام مأموريتي سرگرم هستند كه حتي دشمن هم در انجام آن با ناكامي و شكست مواجه شده است.

كيست كه نداند بسيج و فرهنگ بسيجي، ضامن اقتدار و عظمت اين ملت در روزهاي سخت سرنوشت‌ساز دوران استقامت در برابر تجاوز بيگانه بود؟ كيست كه نداند بسيج و بسيجي باعث عقيم شدن توطئه‌هاي دشمنان اسلام و انقلاب و كشور بوده، هست و خواهد بود؟ كيست كه بتواند نقش حساس و تعيين كننده بسيج به عنوان عامل مهار «فتنه تير» را انكار كند؟ فتنه تير طرحي شيطاني براي اعلام «ختم انقلاب» و اعلام جشن دشمنان ملت بود. ولي اراده بسيجيهاي مخلص، همان فتنه را آن چنان در نطفه عقيم ساخت كه هنوز طراحان آن فتنه در حيرتند كه چرا و چگونه همه محاسبات آنها با شكست و ناكامي مطلق مواجه شد؟

اما اين شكست باعث نشد كه‌آنها دست از سر بسيج و فرهنگ بسيجي بردارند و پس از مدتي با خط دهي‌هاي خود باعث شدند شعار انحرافي و ضد انقلابي «توب ، تانك بسيجي ديگر اثر ندارد» در برخي از شهرها توسط اراذل و اوباش تكرار شود. اين تكرار براي كساني كه از هوش سياسي برخوردارند و سابقه امر را مي‌دانند، مفهوم روشني دارد.مخالف علني با بسيج آن هم در قالب شعار، ريشه در همان فتنه تير ماه 78 دارد كه اين جان بركفان شجاع با حضور به موقع و كارساز خود، باعث رشته شدن هر آنچه ضد انقلاب براي نابودي نظام يافته بود شدند. اين كپي‌برداري ناشيانه و مضحك از يك شعار دوران انقلاب كه رژيم شاه را به شكست كشانيد، آن هم توسط يك عده اراذل و اوباش، در واقع مبارزه با فرهنگ بسيج و روحيه بسيجي و انتقام‌گيري از بسيج بخاطر ناكام گذاشتن تلاشهاي مذبوحانه دشمنان انقلاب بوده و هست.

غم‌انگيزتر از آن اينكه، اشخاصي كه مبادرت به سردادن چنين شعارهاي ضد انقلابي در شهرها مختلف مي‌كنند، سعي دارند خود را به گروه‌ها و جناحهاي خاص داخلي منتسب نمايند و متاسفانه در مواقعي نيز از جانب برخي از افراد وابسته به اين گروه‌ها مورد حمايت قرار مي‌گيرند، كه اين نشان دهنده عمق نفوذ دشمن در داخل همان جريانهاي سياسي است.

هر چند بدون شك افراد ريشه‌دار و شناخته شده جناحها و گروه‌هاي سياسي داخلي قطعاً از چنين وضعي راضي نيستند و اينگونه رفتارهاي غيرشفاف و غير اخلاقي بيزارند، اما متاسفانه در اعلام اين بيزاري گاهي چنان كوتاهي مي‌كنند كه شبهه حمايت از افراد بي‌بند و بار در اذهان پديد مي‌آيد.

همه دوستان انقلاب مي‌دانند كه دشمني دشمنان با بسيج به اين دليل است كه اين شكل مردمي و عظيم در كوتاه كردن دست دشمنان قسم خورده ملت ايران از كشورمان نقش تعيين كننده داشته است و از اين پس نيز هر گاه چنين نيازي احساس شود، باز هم مي‌تواند همين نقش تعيين كننده را داشته باشد. مخالفت با بسيج، مخالفت با استقلال كشور است، زيرا كاري كه بسيجيان چه در دوران دفاع مقدس و چه در سالهاي بعد از جنگ در جبهه‌ها امنيتي، بازسازي، امدادي، درماني،‌خدماتي‌، توليدي، صنعتي، اقتصادي و …. انجام داده‌اند، مستقيماً با حفظ استقلال كشور ارتباط داشته است. به همين دليل بسيج و بسيجي حق بزرگي بر تاريخ ايران و انقلاب اسلامي دارد. اين واقعيتي است كه دشمنان ملت ايران نيز آن را به درستي درك كر‌ده‌اند و بر همين اساس است كه اكنون كينه آنها از بسيجيان بيش از گذشته است.

متاسفانه شيطنتهايي كه دشمنان خارجي انقلاب اسلامي براي كم رنگ كردن افتخارات بزرگ بسيجيان و همچنين ارزشهاي اسلامي مي‌كنند، مدتي است از سوي برخي محافل داخلي مغرضانه و يا ناآگانه تقويت مي‌شود وسعي در القاء شبهات كذبي مي‌كنند كه در حقيقت ترويج آنها ظلمي بزرگ و ناجوانمردانه به بسيج و كليه نهادهاي برآمده از انقلاب و بالاتر از آن به تاريخ انقلاب اسلامي ايران است.

در اينجا جاي اين سئوال از آقايان و خانم هاي به ظاهر قانون‌مدار وجود دارد كه چرا با سوء استفاده از عواطف مردم، سفسطه مي‌كنيد و زحمات بسيجيان را در ياري نظام براي برقراري امنيت مرزها، شهرها، مبارزه با مواده مخدر، دفاع از ارزشها، تلاش در طرحهاي سازندگي، مبارزه با بيماريهايي چون فلج اطفال و ياري زلزله زدگان و سيل زدگان و هزار امر خير ديگر،‌با ناسپاسي به انتقاد مي‌گيريد؟ شايد هنوز پس از گذشت دو دهه و اندي از انقلاب موفق به شناخت بسيجي و فرهنگ او نشد‌ه‌ايد، اگر چنين است تعريفي  را كه عزيزي از بسيجيها كرده مي‌آوريم تا بسيجي براي شما شناخته شود:

«بسيجي همانگونه كه سرمايه‌داران از فرنگ برگشته برج ساز و طلبكار از انقلاب را محكوم مي‌كند، سرمايه‌داران مسلمان نماي زالو صفت و محتكران حجره‌دار را نيز تخطئه مي‌كند.

بسيجي، همانگونه كه برنامه‌ريزيهاي اقتصادي غلط تقليد شده است غرب و سياستهاي پولي ضربه زننده به اقتصاد كشور را محكوم مي‌كند، اختلاس كنندگان از بيت‌المال مسلمين را نيز محكوم مي‌كند.

بسيجي از روحيه مصرف‌گرايي بوجود آمده بعد از جنگ كه براي سازندگي هر كشوري چون زهر كشنده است، شكوه دارد. بسيجي از خلاء برنامه‌هاي صحيح فرهنگي، هنري،‌اقتصادي و امثالهم رنج مي‌برد.

بسيجي مخالف رشد و توسعه نيست، بلكه نگران انباشته شدن ثروتها در دست زراندوزان و پر شدن جيب واسطه‌ها و دلالها ست. بسيجي مخالف ورزش خواهران نيست كه حتي معتقد است بايستي بيش از گذشته اين امر مهم تقويت شود و بايد جمهوري اسلامي ايران به ساير كشورهاي اسلامي نيز الگو بدهد، لكن با مفسد‌ه‌ها مخالف است. بسيجي با عصر ارتباطات مخالف نيست، كه آن را نعمت الهي جهت صدور انقلاب و تقابل انديشه‌ها مي‌داند ولي معتقد است، استفاده از اين نعمت بايد توام با نظارت و برنامه‌ و حساب و كتاب باشد. بسيجي مخالف افسار گسيختگي فرهنگي است نه مخالف ارضاء غريز‌ه‌هاي خدادادي و معتقد به برنامه‌ريزي متناسب با فرهنگ اسلامي و ايراني مي‌باشد. بسيجي معتقد است كه اين كشور قابليتهاي جغرافيايي، تاريخي، اجتماع و اعتقادي زيادي دارد و با استعانت از خداوند مي‌توان كشوري نمونه و در خور نظام اسلامي به تمامي ملتها و مكاتب جهان ارائه داد، به شرط آنكه از هرز رفتن سرمايه‌ها در جهت خريد و توليد كالاهاي لوكس جلوگيري گردد، مشروط بر آنكه به افكار بسيجي بها داده شود و با متخلف از قانون در هر لباسي و مرتبه‌اي برخورد شود و اجازه داده شود همه دلسوزان انقلاب از هر جناحي وارد صحنه انقلاب شوند و اينهمه چپ و راست نشود و البته قبل از همه،‌نامحرمان و نا اهلان و چاپلوسان و فرصت‌طلبان طرد شوند و بايد احزاب و تشكلهاي سياسي در چارچوب قانون تشكيل شوند و اصول قانون اساسي بدون هيچ كم و كاست اجرا گردد. بسيجي معتقد است بايد مصلحت پا برهنگان و مجاهدان بر مرفهين بي‌درد و قاعدين در منازل، ترويج داده شود. بسيجي معتقد است بايد با مردم صادق بود و از بسيج استفاده خطي و سليقه‌اي نكرد و با سفسطه و مغلطه بسيج را متهم به امل بودن نكرد و اين عاشقان خدمت بي‌منت و مزد» به مردم را دشمن مردم و فرهنگ و تمدن خطاب ننمود….»

در آخر لازم است به يك نكته مهم نيز اشاره شود و آن وظايفي است كه دولتمردان در برابر بسيج و بسيجي دارند. آيا مجموع عملكردهاي مسئولان طوري هست كه بسجيان را به حظ ارزشها و تحقق عدالت اجتماعي و پاي بندي به اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي مطمئن كند يا نه؟ آيا آنها توانسته‌اند اعتماد بسيجيان را به اين نكته جلب كنند كه واقعاً آنها را براي حفظ نظام مي‌خواهند نه حفظ موقعيت خود؟ آيا با عملكردهايشان ثابت كرده‌اند كه بسجيان را نعمتها و امانتهاي الهي مي‌دانند و هرگز نوع نگاه به آنها و چگونگي اوضاع و احوال سياسي مرتبط نمي‌كنند؟

اگر در ارزيابي به اين نتيجه برسيم كه بسيج را براي نظام مي‌خواهيم و بسيجيان را به پايبندي خودمان و نسبت به آرمانها و اصول  انقلابي و اسلامي و پافشاري بر عدالت اجتماعي كرده‌ايم و به آنها نشان داده‌ايم كه به آنها از زاويه منافع خودمان نگاه نمي‌كنيم، ترديدي نداشته باشيم كه بسيج همچنان استوار و مقاوم در صحنه‌ها حضور خواهد داشت و قوي تر و برومندتر و با صلابت‌تر از گذشته نيز خواهد بود و هيچ خطري هر چند بزرگ، نخواهد توانست فرهنگ و روحيه بسيجي را تهديد كند. وقتي بسيج از اين خطرها در امان باشد و زمينه بالندگي فرهنگي فراهم باشد، ترديدي نبايد كرد كه نظام جمهوري اسلامي ايران همواره و در همه زمينه‌ها بر دشمنان خود هر قدر هم كه غدار و مكار باشند، پيروز خواهد شد.

همانگونه كه امام خميني را اولين بسيجي مي‌دانيم بايد بپذيريم كه ادامه فرهنگ بسيجي نيز با بسيجي ماندن و بسيجي بودن مسئولان نظام ميسر است. زندگي و روش و منش مسئولان ما بايد مالامال از عملكرد بسيجي باشد تا فرهنگ بسيجي باقي بماند و  گسترش يابد. اينكه عده‌اي از مسئولان بسيج را در سالگرد تاسيس آن تحسين كنند و با زبان و قلم ضرورت حمايت از بسيجيان را يادآور شوند، ولي در عمل خود نه اهل ساده زيستي باشند و نه اهل خطر كردن در ميدانهايي كه نياز به خطر كردن دارد و حتي در مواقعي اجازه دهند طرفداران آنها بسيجي و فرهنگ بسيجي را مورد هتك قرار دهد، نه تنها مشكلي حل نخواهد شد، بلكه به تدريج از بسيج فقط پوسته‌اي باقي خواهد ماند كه هيچ كاري از آن بر نخواهد آمد، اينگونه عمل كردن در حقيقت تلاش براي از بين بردن بسيج است نه حمايت از بسيج.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 

 

بسيجي به عنوان لشگر مخلص خدا،  داراي مـؤلفه‌هاي فكري خاصي است كه برخي از آنها عبارتند از:

اعقاد و ايمان به خداي مهربان:
  يك بسيجي حـقـيـقـي از اعـماق وجود خود به خداي بـزرگ مـعـتـقـد اسـت و هـمواره كوشش مـي‌كـند تا كارهاي خود را براي رضاي او انجام دهد. او همواره خود را در محضر خدا مـي‌بـيـنـد. از نـافرماني خداي بلند مرتبه مي‌پرهيزد و اگر از سر غفلت خطايي از او سـر زد زود تـوبـه مـيكند و از خداي خود خواستار عفو مي‌شود. يك بسيجي واقعي هرگز به غيرخدا اميد نمي‌بندد و مي‌داند كه اين كار نوعي شرك است. همچنين او هـرگـز از غير خدا نمي‌ترسد زيرا مي‌داند اين كار در حد كفر است. او در درون خود اين يقين را يافته است كه هيچكس بدون اذن خدا نمي‌تواند سودي به او برساند و يا ضربه‌اي بر او وارد آورد.

ويـژگـي ديـگـر روحيه بسيجي متعبد بـودن تـوام بـا مـعـرفـت ديـني است. اين روحيه بلند را حتي نمي‌توان توصيف كرد و وصـف آن روحـيـات و نـمـاز شـب‌ها و انـابـه‌هـا و ... قـابـل بـيـان نـيـست. نماز جـمـاعت اول وقت، مقيد بودن به دعاي روزهـا، زيـارت عـاشـورا، دعـاي كـميل، عـرفـه، شـعـبـانـيـه، جوشن كبير، زيارت جامعه كبيره و سينه زني و عزاداري عاشورا جلـوه‌هـايي از اين روحيه است. حضرت امام خميني)ره( با توجه به ويژگيهايي از تـفكر و روحيه بسيجي فرمودند: >اگر به كـشـوري نـواي دلـنـشـيـن تفكر بسيجي طـنـيـن‌انـداز شـود چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد و …لا‌ هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند.


بـزرگـداشـت مـعلم:


 بـسـيـجـي واقـعي هـمـواره بـراي مـعلمان خود احترام قائل است. او درك كرده است كه بركت دانش در سـايـه احـترام به معلم نهفته است. او حـتــي زمـانـي كـه عـالـي تـريـن مـدارك تـحـصـيلـي را دريـافـت كنـد، احتـرام بـه مـعلـمـان دوره ابـتـدايـي خود را فراموش نـمـي‌كـنـد. او بـه هـنگام خواندن زيارت عـاشورا، دعاي كميل، و ... همواره براي معلمان خود دعا مي‌كند.


نـيـكـي بـه پـدر و مـادر: پدر و مادر در انــديـشــه بـسـيـجـي از احـتـرام خـاصـي برخوردار هستند او هر روز و در پي هر نماز خـويـش بـراي آمـرزش والـدين خود دعا مي‌كند و سعي دارد تا آنها را همواره از خود خشنـود و راضـي نگـه دارد. او درك كرده اسـت كه لذت واقعي زندگي در نيكي به والدين نهفته است. البته اگر پدر يا مادر از او خواسته‌اي بر خلا‌ف فرمان خدا داشتند او با حفظ ادب براي والدين خود توضيح مي‌دهد كه فرمان خدا از هر چيزي مهم‌تر است حتي از دستور والدين.


مهرباني با مردم‌:

بسيجي واقعي به مردم عشـق مـي‌ورزد و آنهـا را از صميـم قلـب دوســـت دارد. او هـــرگــز بــه آزار مــردم نـمـي‌پـردازد و مـي‌دانـد كـه خداي بزرگ نجات از آتش را در ترك آزار مردم قرار داده است. او از لطيفه‌هايي كه تمسخرِ بخشي از مـردم را در پـي دارد گريزان است. يك بـسيجي واقعي حتي در زماني كه با افراد نـادان روبـه رو مـي‌شـود بـه نـيكي سخن مي‌گويد و با بزرگواري برخورد مي‌كند. او هـرگـز زبـان خـود را بـه كـثـافـت فـحـش نمي‌آلا‌يد. رفتار او با مردم حتي در زماني كه قصـد امـر بـه معروف‌و نهي‌ازمنكر را دارد آميخته با ادب و مهر و محبت است. او در هـر حـال آسـايـش مردم را بر راحتي خود ترجيح مي‌‌دهد.


حـمـايـت از مـحـرومـيـن:
 يـك بـسيجي هـمـواره پـشـتيبان محرومان و مستضعفان جـامـعـه اسـت. در بـرخوردهاي اجتماعي رفـاقـت و صـمـيميت خود را بيشتر متوجه انـسـان‌هـايي مي‌كند كه تقواي الهي داشته بـاشـنـد. بـر اين اساس اغلب دوستان او را انسان‌هاي مستضعف تشكيل مي‌دهند. از سـوي ديـگـر، هـمـواره بـخشي از تفكر او معطوف اين امر است كه چگونه مي‌توان از حجم مشكلا‌ت مستضعفان جامعه كاست و چگونه مي‌توان آنها را خود كفا نمود؟ تا آن زمـان، امـداد رسـانـي بـه مـسـتـضـعـفـان و پرداخت صدقات واجب و مستحب بخش جـدايـي نـاپـذيـري از زندگي يك بسيجي است.


آراستگـي ظـاهـري:
يك بسيجي خوب همواره به آراستگي ظاهري خود، علا‌وه بر آراسـتـگـي بـاطنـي، اهميـت مـي‌دهـد. او مـي‌دانـد كـه بـزرگـان ديـن مـا هـمـواره بـه آراستگي ظاهري خود اهميت مي‌داده‌اند. او سعـي دارد تا هميشه از لباسهاي تميز و ساده استفاده كند. به استفاده مداوم از عطر، مسـواك، واكـس كفـش، شـانـه، آينـه و... اهميت مي‌‌دهد. البته در اين كار مثل هر كار ديـگري، افراط نمي‌كند و از دشمنان الگو نمي‌گيرد.


تـحمل زياد:
صبر يك بسيجي در برابر مشكلا‌ت زندگي و رفتارهاي جاهلا‌نه كم ادبـان زيـاد اسـت. صـبر و تحمل او بسيار اسـت. ناا‌ميدي در فرهنگ او جا ندارد. او مي‌داند كه بلا‌يا، هداياي الهي براي بيداري دلهاي ما هستند. از اين رو هيچگاه از اين كه خـدا او را بـا بـلا‌يـي آزمـايـش كـرده اسـت ناراحت نيست و همواره شاكر نعمت‌هاي خداي بزرگ است. عزم، اراده و پشتكار او در حل مشكلا‌ت مثال زدني است. بسيجي واقـعــي هــرگـز آرزوي محـال نمـي‌كنـد و مـي‌دانـد كه راحتي براي مومن در اين دنيا محال است. او زود عصباني نمي‌شود و اگر عصباني‌شود در راه خدا عصباني مي‌شود.


الگـوپذيري از معصومين:
الگوهاي يك بـسـيـجــي هـمــواره بــرگـرفتـه از زنـدگـي مـعـصـومان(ع) است. در نمازهايش سعي مي‌كند با الگوگرفتن از آن بزرگواران با همان تأني و آرامش قلب نماز بخواند. در لباسش و رفتارهايش همواره از آنها الگو مي‌گيرد. او هرگز خود را آن قدر كوچك نمي‌كند كه از يـك فوتباليست يا هنرپيشه گاه كافر الگو بـپذيرد. از سوي ديگر او به جانشينان عام معصوم)ع( كه فقهاي امانت‌دار خود ساخته و حافظ دين باشند عشق مي‌ورزد و همواره از رهنمودهاي ولي‌فقيه اطاعت مي‌كند.


پـرهـيـز از وابـسـتـگـي:
 بـسـيجي واقعي هـمـواره در رفـتارهاي خود روحيه عزت و اسـتـقـلا‌ل را نشان مي‌دهد. آدم قانع و كم توقعي است. مخارج زندگي او اندك است. او از وابـسـتـگـي بـه امور غيرضروري مثل سـيـگـار ‌پرهيز مي‌كند، چه رسد به اموري مـثـل مـوسـيـقـي حـرام، مـواد مـخـدر و يـا قرص‌هاي روان‌گردان.


مثبت‌نگري:
 بسيجي واقعي در برخورد با مـردم همواره مثبت‌نگر است. از سخنان و رفتـارهـاي مـردم تـا جـايي كه ممكن باشد بـرداشـت مثبتـي مـي‌كنـد. بـه ابعـاد مثبت ماجراها بيشتر توجه مي‌كند. مثبت‌نگري او بـويـژه هنگـام معـاملا‌ت همـراه با احتياط است. از سوي ديگر مثبت نگري او فقط در بـرخـورد با مردم است و گرنه در برخورد با دشمنان اسلا‌م سوءظن بسيار دارد.


اميـد بخشـي:

از ويـژگيهـاي ديگر يك بسيجي واقعي اميد بخشي است. سخن و رفتار او براي مردم اميدآفرين است. هرگز مـأيـوس نمـي‌شـود و ديگـران را نيز دلسرد نمـي‌كنـد. مي‌داند زماني كه گرفتاري‌ها به اوج خود مي‌رسند و حلقه‌هاي بلا‌ انسان را در فشار بيشتري قرار مي‌دهند همان زمان انتظار گشايش بيشتر مي‌رود.


 خوش اخلا‌قي:
 يك بسيجي واقعي در خانه و در جامعه با خانواده خويش و توده مردم مهربان است. با آنكه در قلبش همواره يـك غم نـهـان وجـود دارد. سـعـي مي‌كند ظاهرش را شاد و بشاش نشان دهد. او تلا‌ش بسياري مي‌كند تا همواره—جز در ايام عزاي بزرگان دين — مردم شاد باشند.


 پيشرفت مداوم:
 بسيجي با ايمان هرگز از وضع موجود خود راضي نيست. او همواره سعي مي‌كند كه امروزش بهتر از ديروز باشد و فردايش بهتر از امروز. او خوبي‌هاي خود را زود فراموش مي‌كند و آنها را سبك و ناچيز مـي‌شمارد. درهمان ‌حال همواره گناهان و مـعايب خود را در نظر دارد و سعي مي‌كند نـقـاط ضـعـف خـود را بـرطـرف كند. علم آموزي براي او يك اصل اساسي است. او هرگز به سطح سواد فعلي خود قانع نيست و تـلا‌ش مـي‌كند تا با ادامه تحصيل، مطالعه مستمر كتاب‌ها و نشريات خوب، شركت در دوره‌هاي آموزشي بسيج و حضورِ فعال در جلـسـاتِ ديـنـي بـر سـطـحِ دانش خود بيفزايد.


بسيجي واقعي عاشق امام زمان(عج) و مـنـتظر ظهور آن حضرت است. او هر روز بـراي سلا‌متي و تعجيل فرج مولا‌يش دعا مـي‌كند. سعي دارد زمينه را براي ظهور آن حـضـرت مـهـيـا سازد. آرمان‌هاي مهمي را تعقيب مي‌كند. هر لحظه در آمادگي دائم به سـر مـي‌بـرد تا اين آرمان‌ها را عملي سازد. سـخـتـي‌هـاي زندگي حلا‌ل را مي‌پذيرد و دست خود را به حرام نمي‌آلا‌يد. مي‌داند كه امام زمان اعمال او را مي‌بيند، اين است كه تـلا‌ش مـي‌كـند تا قلب امام زمان را از خود خشنود سازد.

بـي‌شـــك جــوانــان از مـهـمـتــريــن سـرمايه‌هاي بشري در هر جامعه هستند، سـرمـايـه‌هـاي عـظـيمي كه درتاريخ بشر، بيشترين و وسيعترين آثار معنوي و مادي را برجاي گذاشته‌اند. فطرت و طبيعت پاك جـواني، همواره با پويايي و هيجان در دو مـيـدان علم و عـمل و طلا‌يه‌داري كاروان نيكي و سعادت همراه بوده است.
جـوان، ‌در واقـع روح مـنسجم زندگي، سـمـبـل نشاط و بالندگي و نيروي حيات بخش و سازنده عرصه‌هاي مختلف است كـه اگـر چـنـيـن نـبـود >مـوريـس وبـس< روانـشـنـــاس فــرانـســوي نـمــي‌گـفــت: سيـاسيـون، بـه جـوانـان اتكـاء مي‌كنند، رمان‌نويسان شخصيت‌هاي خود را از بين جوانان انتخاب مي‌نمايند و روزنامه‌نگاران آنهـا را ستـايـش مـي‌كنند و خلا‌صه‌اينكه، در‌اطـراف آنهـا محيط اسرار‌آميزي بوجود مــي‌آورنـد. امـا در دنيـايـي كـه طـرفـداران مـكـاتب غربي براي هر حركت و فعاليتي مبالغه  ‌آميز به جوانان روي مي‌آورند و سعي دارند از اين پتانسيل قوي استفاده ابزاري كـنـنـد. انـقلا‌ب اسلا‌مي‌به گونه‌اي ديگر رفـتـار كـرد و تـعـريـفـي‌جـديـد ازجـوان و بهـره‌گيـري از تـوانمندي آن ارائه نمود. بر هيچ انديشمندي پوشيده نيست كه غالب انقلا‌ب‌هاي فرهنگي و سياسي، با پشتوانه جوانان به وقوع پيوسته و اساساً پيشرفت و تعالي هر جامعه، در گرو پيشرفت جوانان در عـرصـه‌هاي مختلف بوده است. از اين روست كه آن پير‌خوش‌ضمير، مكّرر تأكيد مــي‌فـرمـود: نيـروي خستگـي نـاپـذيـر و فـطرت‌حقيقت‌پذير جوانان تا زماني كه با دخـالـت بـيگانگان آلوده نگشته، تضمين كـنـنـده سـعـادت و هدايت جامعه است. جـوانـان در ايـران، بـزرگـتـريـن حـمـاسـه تـاريخـي را آفـريـدند و در دوران بحراني جنگ تحميلي نيز، زيبا‌ترين صحنه‌هاي ايثار، فداكاري و شجاعت را بوجود آوردند و اكنون كه دو تجربه ارزشمند انقلا‌ب و دفاع مقدس را پشت سر گذاشته‌ايم به اين بــاور رسيـده‌ايـم كـه مـي‌تـوانـد بـه آنچـه مي‌خواهد، دست يابد. دوم‌آذر امسال را نيز از آن رو به بسيج، جوانان، ‌ورزش و جهاد علـمي< اختصاص داده‌اند كه بار ديگر دو عرصه حساس، جذاب و تأثير گذار ورزش و جهاد علمي را در دوران تثبيت نظام به دو‌ واژه مقدس و پرتوان جوانان و بسيج پيوند دهـنـد تـا از رهـگـذر آن، شاهد جامعه‌اي توسعه يافته، با نشاط و پر انرژي براي ادامه مـسـيـر انـقـلا‌ب باشيم. بسيج با توجه به ويژگي ذاتي و سني خود، همواره به عنوان پـيـشقراول حركتهاي فرهنگي، ورزشي و توليد علم در كشور بوده است و حركت در ايـن دو عرصه در ساليان اخير، با توجه به تـأكـيـدات رهـبـر فـرزانـه انـقلا‌ب شتاب بيشتري گرفته است. كسب مقام علمي در المپيادهاي رياضي، شيمي، فيزيك و قرار گـرفـتـن در رتـبـه‌هـاي نـخـسـت كـنـكـور سراسري )كه جوانان بسيجي طلا‌يه دار آن بـوده‌انـد(، گـويـاي تـلا‌ش ايـن رودخـانـه موّاج، در عرصه‌هاي علمي كشور است.
در كنار تلا‌ش قابل وصفي كه بسيج در زمينـه جهاد علمي انجام مي‌دهد، به نظر مـي‌رسـد راه نپيمـوده در ايـن مسيـر بسيار است و اين حاصل نمي‌شود مگر با همّت بالا‌، اخلا‌ص در عمل و فرض دانستن اين ميدان.
در عرصه ورزش نيز از برآيند فرمايشات مقام معظم رهبري با ورزشكاران بر‌مي‌‌آيد كـه ايـن‌عـرصـه هـم از جهـاتـي‌حسـاس و ظـرفـيت براي سرمايه‌گذاري در آن بسيار زيـاد اسـت و بـسـيـج مي‌تواند با پتانسيل مـادي و مـعـنوي كه در اختيار دارد راهبرد مشخصي را براي اين عرصه طراحي و اجرا كـند و دغدغه‌هاي رهبر فرزانه انقلا‌ب را رفع نمايد كه از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
1— ورزش، ترجمان احساسات، هويت ملي و اسلا‌مي‌يك كشور است و هر چه در اين عرصه تلا‌ش صورت پذيرد، مي‌تواند افق روشني را براي آينده ترسيم نمايد.
2— رهـبـر فـرزانـه انـقلا‌ب در ديدار با ورزشـكـاران در سال 83 فرمودند:  وقتي يك قهرمان كشورما پس از پيروزي دستش را به آسمان بلند مي‌كند و يا سجده شكر مي‌كند، در واقع پيام معنويت ورزش را در دنـيـا پـخـش مـي‌كـنـد. بـنـابـراين بسيج مـي‌تـواند بيشترين سرمايه‌گذاري را براي نـهادينه‌كردن اينگونه رفتارها انجام دهد و توطئه دشمنان در طول يكصد سال اخير كه سعي دارند لا‌ ابالي‌گري و بي‌بند و باري را وارد اين عرصه كنند، خنثي سازد.
3— يـكـي از وظـايـف مجمـوعـه‌هـاي ارزشي همچون بسيج، برنامه‌ريزي براي ورزش بانوان است. اكنون كه ناگزيريم با توجه به تركيب جمعيتي كشور، بخشي از فـعـالـيـت بـسـيـج در عرصه ورزش را، در خـصوص بانوان متمركز كنيم، چه بهتر كه بسيج كانون حركت در اين زمينه را برعهده داشته باشد و نمادهاي ارزشي جامعه را در عـرصـه ورزش گـسـتـرش دهد؛ چرا كه به تـعـبـير مقام معظم رهبري، آن دخترجوان ورزشـكـار كـه بـا چادر در ميادين ورزشي ظاهر مي‌شود در واقع قصد دارد نشان دهد كـه بـه چـنـيـن ارزشهايي به جّد، وفادار و پايبند است.
طبيعي است اگر رفتار پسنديده او مورد حـمـايـت مـجـموعه‌هايي همچون بسيج قرار نگيرد، در آينده نه چندان دور همرنگ جامعه غير ارزشي شده و اندوخته‌هايي كه با زحمت و عشق به معنويت و دين حاصل شده، به دست فراموشي سپرده شود.
4— آخـريـن نـكته اينكه، رهبر فرزانه انـقـلا‌ب كه سمبل آرامش و سكينه قلبي است وقتي از نوع هيجان خود در ديدن يك برنامه ورزشي كه جنبه ملي و ارزشي دارد سـخـن مـي‌گويد، آيا سزاوار نيست بسيج بـيـشـتـريـن تـلا‌ش خـود را در ايـن زمـينه بـكـارگـيرد تا برخي از ورزشها و همچنين رفـتــارهــاي جــذاب و تــأثـيـر گـذار يـك ورزشكار، در بين آحاد جامعه نهادينه شود و از رهگـذر آن، هـم هيجانات سالم نسل جـوان جـامعـه شكل‌گيرد و هم غرور ملي يك ملت به نوعي به نمايش گذاشته شود؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 


پيشينه تشكيل بسيج سـابـقـه تـشـكـيل بسيج مردمى در اسلام به تشكيل اوّلين حكومت اسلامى توسّط پيامبر(ص ) درمدينه بازمى گردد.

پـيـامـبر(ص )، ارتش خاصّى كه كارش فقط نظامى گرى باشد، نداشت ، بلكه تنها نيروهاىدفـاعـى و رزمـى در غـزوات و سـريـّه هـا، نـيـروهـاى بـسـيـج مـردمـى بـودنـد كـه هر كدام داراىشـغـل خـاصّ خـود (كـشـاورز، بـاغـبـان ، كـاسـب و...) بـودنـد و در هـنـگـام هـجوم دشمن به فرمان پيامبر(ص ) بسيج مى شدند و به جبهه هاى نبرد مى شتافتند.
به تعبير حضرت امام (س )؛
(قـضـيـه بـسـيـج ، هـمان مساءله اى است كه در صدر اسلام بوده است ؛ وقتى جنگ مى شد طوايف مـخـتـلف مـى آمـدنـد و بـه جنگ مى رفتند و اين مساءله جديدى نيست و در اسلام سابقه داشته است...).
پـس از پـيـروزى انقلاب اسلامى ، حضرت امام خمينى (س ) معمار و بنيانگذار جمهورى اسلامى ،بـراى حـفـظ نـظـام از دسـيـسـه هاى دشمنان داخلى و خارجى طىّ پيامى در 5 آذر 1358 اقدام به تشكيل بسيج نمود.
حضرت آيت ا... خامنه اى درباره اهمّيّت تشكيل بسيج فرمودند:
(تـشـكـيـل بـسـيـج مـسـتضعفان به فرمان امام بزرگوار كه به قصد حفظ دستاوردهاى عزيز وارجـمـنـد انـقلاب اسلامى صورت گرفت ، يكى از ويژگى هاى انقلاب ماست . انقلابى كه تنهابـا اتـّكـا بـه تـعـاليـم رهايى بخش ‍ اسلام و بدون تكيه بر هيچ قدرت خارجى شروع و به پيروزى رسيد.
بـسـيـج پـايـدار و مـانـدنـى است و براى آن كه ايران اسلامى بتواند بار سنگين هدايت الهى وسـعـادت انـسـان هـا را بـه سرمنزل مقصود برساند، بسيج بايد روز به روز توسعه يابد وروحيه و معرفت بسيجى فراگير شود.)
جايگاه بسيج در نظام اسلامى
نـيـروهـاى جـان بـر كـف بـسـيـجى كه سلاح بصيرت و آگاهى را با سلاح رزم تواءمان دارند،(حـَمـَلُوا بَصائِرَهُمْ عَلى اَسْيافِهِمْ)(  جايگاه بسيار بلند و مقامى بس ارزشمندرا در جامعه اسلامى دارا هستند و جمهورى اسلامى در هيچ زمانى از وجود آنها بى نياز نبوده و هيچ فـرمـانـرواى عادل و كاردان ، بدون آن ها در انجام وظايف و دستيابى به اهداف مقدّس خود موفّق نـيـست ؛ زيرا تا ابر قدرت هاى استكبارى و دشمنان اسلام در جهان وجود دارند، براى مقابله باآن هـا و حـفـظ مـوقـعـيـّت و قـدرت جـمهورى اسلامى وجود نيروهاى بسيجى با انسجام ، آمادگى وتقويت كامل ضرورت دارد.
حضرت امام خمينى (س )، در تبيين جايگاه بسيج و وصف بسيجيان ، كلمات نغزى فرموده است كه درمورد هيچ سازمان و نهاد ديگرى سابقه ندارد:
(تـشـكيل بسيج در نظام جمهورى اسلامى يقيناً از بركات و الطاف جليّه خداوند تعالى بود كهبـر مـلّت عـزيـز و انـقـلاب اسـلامـى ارزانـى شد. در حوادث گوناگون پس از پيروزى انقلاب خـصـوصـاً جنگ ، بودن نهادها و گروه هاى فراوانى كه با ايثار و خلوص و فداكارى و شهادت طـلبـى ، كـشـور و انـقـلاب را بـيـمـه كـردنـد، ولى حـقـيـقـتـاً اگـر بـخـواهـيـم مـصـداق كـامـل از ايـثـار و خـلوص و فـداكـارى و عـشـق بـه ذات مـقدّس حق و اسلام را ارائه دهيم ، چه كسىسزاوارتر از بسيج و بسيجيان خواهند بود. بسيج ، شجره طيّبه و درخت تناور و پُرثمرى است كـه شـكـوفـه هـاى آن بـوى بـهـار وصـل و طـراوت يـقـيـنـى حـديـث عـشق مى دهد... بسيج ، ميقات پابرهنگان و معراج پاك انديشه اسلامى است ، كه تربيت يافتگان آن ، نام و نشان در گمنامىو بـى نـشانى گرفته اند... من همواره به خلوص و صفاى بسيجيان غبطه مى خورم و از خدا مىخـواهـم تا با بسيجيانم محشور گرداند؛ چرا كه در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجى ام).
بـديـهـى اسـت مـسـؤ ولان نـظـام اسـلامـى ، از چـنـيـن ذخـايـر ارزشـمـنـدى نـبـايـدغـافـل شـونـد و حـق آن اسـت كه قدرشناس چنين سرمايه هايى باشند و در اداره امور كشور بهره گيرند. حضرت امام (س ) در اين زمينه مى گويد:(من دست يكايك شما پيشگامان رهايى را مى بوسم و مى دانم كه اگر مسؤ ولين نظام اسلامى ازشـمـا غـافـل شوند به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت و شما بايد بدانيدكه كارتان به پايان نرسيده است و انقلاب اسلامى در جهان ، نيازمند فداكارى هاى شماست .)
بايد تاءمّل نمود كه بسيجى چه خصوصيّاتى دارد كه آن صفات سبب شده تا حضرت امام (س )كه فقيهى بزرگ ، فيلسوف و مفسّرى توانمند و سياستمدارى دورانديش و بالاخره شخصيّتىبـى نـظـيـر بـعـد از مـعـصومين (ع ) بود، افتخار كند خود يك بسيجى است . برخى از آن صفات عـبـارت اسـت از: تـوكـّل ، صـبـر، دعا، خلوص ، راءفت و مهربانى ، انجام وظيفه بدون توقّع ،اخوّت و اتّحاد، حفظ بيت المال ، فداكارى ، شهادت طلبى ، ساده زيستى و هوشيارى .
از ايـن رو، بـسـيـجـيـان عـزيـز لازم اسـت در حـفـظ اين صفات در خود و حراست از قداست و فرهنگ بسيجى كوشا باشند.


رابطه ولايت و بسيج
ولايت و رهبرى همواره در تشكيل و تقويت بسيج نقش اساسى داشته و بسيج در اطاعت مخلصانه ازرهبرى و دفاع از حريم ولايت سرآمد ديگران بوده است .
حـمـايـت و پـيـروى آگاهانه از رهبرى ، مهم ترين راه حفظ ارزش هايى است كه با نثار خون هاىبسيار در طول تاريخ به دست آمده ؛ زيرا رهبر در صدر و محوريّت مسؤ ولان نظام ، نظاره گرو هـدايـت گـر تـصـمـيـم گـيـرى هـا و حـركت هاى فرهنگى ، سياسى و اقتصادى آنان و آگاه به توطئه هاى دشمنان مى باشد و به كار بستن رهنمودهاى او ضامن تداوم اين ارزش هاست .
بـسـيجيان عزيز، در حمايت از رهبرى و ولايت بايد به الگوى بسيجيان عالم حضرت على (ع )،اقتدا نمايند. آن حضرت همه وجودش را وقف اسلام نمود و آنچه رهبر و پيامبرش مى فرمود، انجام مـى داد. براى حفظ اسلام جانفشانى هاى غير قابل وصفى از خود نشان داد. ولىّ امر مسلمين در اينزمينه مى فرمايد:
(بـهـتـرين الگوى بسيجيان در همه عالَم ، حضرت على (ع ) است . اميرالمؤ منين على (ع )، انسان پاك باخته اى در راه خدا بود كه همه همّت و تلاشش اسلام بود و من از بسيجيان اين كشور علوىو فـاطـمـى مـى خـواهم كه على (ع ) را الگوى خود قرار دهند... بسيجى يعنى على (ع ) كه تماموجـودش وقـف اسـلام بـود و آنچه رهبر و پيامبرش مى خواست و خدا را خشنود مى ساخت ، انجام مىداد.)
از ديـگـر بـسـيـجيان نمونه عالَم كه در راه دفاع از ولايت تمام هستى خود را تقديم كرد، زهراىاطـهـر(س ) را مـى تـوان نـام بـرد. پـس از رحـلت پـيـامـبـر(ص )، تـوطـئه (سـقـيـفـه )شكل گرفت و فاجعه آميزترين پيامد آن ، انحراف در رهبرى و انزواى پيشواى بر حق ، على (ع) و خانه نشين شدن وى بود.
متاءسّفانه توده مسلمانان با آن كه جريان غدير و جانشينى على (ع ) پس از پيامبر(ص ) را مىدانـسـتـنـد، در ايـن قـضيه يا جانبدارى از ارباب زر و زور و تزوير كردند و جذب جريان حاكم گشتند يا مذبذب و بدون اتخاذ خط و مشى سياسى و فكرى شخصى همپاى امواج حركت كردند وولايت را تنها گذاشتند.
فـاطـمـه (س ) بـه عـنـوان آگـاه تـرين فرد نسبت به نقطه نظرات پيامبر(ص ) پيرامون آيندهاسلام ، مطلع ترين بانو نسبت به اوضاع و شرايط سياسى فرهنگى جامعه خويش ، متعهدترين و اسـتـوارتـريـن عنصر امّت در دفاع و جانبدارى از امام زمان خود، شايسته ترين و مناسب ترين فردى بود كه مى بايد در آن شرايط به دفاع از حريم ولايت بپردازد، چه آنكه وى هم از عمق جـريـان انـحـرافـى سـقيفه مطلع بود و هم بيشتر از همه كس از نقش ‍ ولايت در نگهبانى از دين وميراث گرانقدر نبوت ، آگاهى داشت .
آن حـضـرت ، بـراى دفـاع از حـريـم ولايـت و آگـاهى بخشى به افكار عمومى مردم ، شيوه هاىمـخـتـلفـى را اتـخـاذ نـمـود كـه تـرسـيـم چهره زشت توطئه سقيفه ، معرّفى امير مؤ منان و بيان ويژگى هاى رهبرى آن حضرت ، سرزنش آگاهان بى تفاوت ـ با ايراد خطبه معروفش در مسجدمدينه ـ ، يارى خواهى از انصار، روگردانى از حكومت مداران غاصب به هنگام عيادت وى و وصيّتبه دفن شبانه از جمله آنهاست .
يـورش بـه خـانـه امامت و آتش زدن آن ، شهادت محسن (ع ) در اين حادثه ، شكستن پهلوى حضرت فـاطمه (س )، كبود شدن بازو و سيلى خوردن از غاصبان زورگو، تصرّف غاصبانه فدك و...مـصـيـبت هايى بود كه به جُرم دفاع از حريم ولايت ، ظرف مدّت سه ماه يا كمتر بر روح و جسمزهراى اطهر(س ) وارد شد كه سرانجام بر اثر همين صدمات به شهادت رسيد.
از آنـچـه ذكـر شد، درس ها و عبرت هاى زيادى مى توان گرفت ؛ از اين رو، خواهران و برادران عـزيـز بسيجى بايد با اقتدا به زهراى اطهر(س ) در دفاع از حريم ولايت فقيه كه همان ولايت خـداسـت ، از هـيـچ كـوشـش و تـلاشـى دريـغ نـورزنـد، هـمـان گـونـه كـه رزمـنـدگان عزيز درسـال هـاى دفـاع مـقـدّس بـا اطـاعت از ولىّ امر خود، همه هستى شان را در كف اخلاص گذاشتند. درعصر حاضر نيز كه دشمن به اقتدار و عظمت حاكميت ولايت فقيه پى برده و با شيوه هاى مختلف درصـدد تـضـعـيـف آن بـرآمده است ، بر بسيجيان عزيز واجب است با اطاعت از فرامين رهبرى و باشـيـوه هاى مستدل و منطقى از حريم ولايت ، دفاع نمايند و با تقويت بينش سياسى و آگاهى هاىعـلمـى و عـقـيدتى خود، در عرصه هاى مختلف فرهنگى ، سياسى ، اجتماعى و سازندگى كشور،حـضـور فـعـّال داشـتـه بـاشـنـد و نـگـذارنـد بـى تفاوت هاى بى درد، پُست هاى حسّاس علمى ،فـرهـنـگـى و سـيـاسـى را اشـغـال كـنـنـد و جـريـان سـقـيـفـه هـا و بـهدنبال آن كربلاها و... تكرار شود.
در حال حاضر، رسالت اصلى بسيج دفاع از ارزش هاى الهى ، دفاع از نظام اسلامى ، آمادگىهـاى لازم رزمـى و دفـاعـى بـراى ايـسـتـادگـى در مـقـابل حمله احتمالى دشمن و حضور در صحنه سازندگى كشور است ؛ چنان كه حضرت آيت ا... خامنه اى فرمود:
(امـروز بـسـيـج عـنـاصـر مـؤ مـن و فـداكـار، عـلاوه بـر دفـاع مـسلّحانه از كشور و انقلاب بايدسـازنـدگـى كـشـور را نـيـز هـدف خـود قـرار دهـد... دولت بـه شـكـل بـسـيـجـى عـمـل كـرده و نيروهاى كارآمد بسيجى را به حضور در ميدان سازندگى تشويق كند.)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 

در تاريخ بشر، عدالت، يكي از پرمعناترين و با ارزش‌ترين مفاهيم است. عدالت‌خواهي مستمر انسان را بايد امري فطري دانست چرا كه تا به حال، ‌هيچگاه از فهرست خواسته‌ها و مطالبات فردي و اجتماعي انسان خارج نشده است. عدالت موضوع اساسي اكثر نظريات مكتب‌هاي اجتماعي،‌سياسي و اقتصادي است. از اين‌رو مدعيان واقعي و يا كاذب عدالت، در همه تاريخ و در اقصي نقاط جهان يافت مي‌شوند،‌اما در عمل،‌بي‌عدالتي به همان اندازه نيز گسترده و شديد مي‌باشد تاجائيكه رسيدن به عدالت همواره يكي از آرزوهاي اصلي انسان است؛ حتي اگر اميد چنداني به تحقق كامل آن وجود نداشته باشد.
در دو قرن اخير بحث عدالت در سطح جهاني بيش از گذشته مطرح شده است و مكاتب و جريان‌هاي فكري هر يك نظريه‌اي در اين زمينه ارائه كرده‌اند و عده‌اي را مجذوب،‌مقلد و يا مريد خود نموده‌اند اما با گذشت چند دهه، بسياري از آنها ناتواني و ضعف خود را آشكار و از صفحه اجتماع و فعاليت‌عمومي خارج و به تاريخ انديشه‌هاي سياسي و اجتماعي پيوستند.

در جريان انقلاب اسلامي در ايران،‌پس از پيروزي،‌بحث عدالت به مثابه جدي‌ترين و مهم‌ترين اركان انقلاب‌اسلامي مطرح شد و جزء آرمان‌هاي اصلي مردم انقلابي ايران قرار گرفت. اسلام بيش از ساير اديان و مكاتب به موضوع عدالت توجه دارد و راه‌‌كارهاي دست‌يابي به آن را در ابعاد گوناگون مورد تبيين قرار داده است.

عدالت ترازوي انقلاب است. ميزان دلبستگي و علاقه افراد،‌گروهها و جريانات سياسي نسبت به جمهوري اسلامي را مي‌توان با دو شاخص، عدالت‌طلبي و عدالت‌پذيري سنجيد.
عدالت اجتماعي در نگاه اول، دلبستگي،‌شيفتگي و احساس آشنايي را در انسان پديد مي‌آورد.

تركيب عدالت اجتماعي اميدبخش،‌فريادرس و رهاننده و نيروي مقاومي است كه مي‌تواند در مقابل افراط و تفريط‌هاي اجتماعي يا هرگونه ظلم،‌اجحاف،‌تبعيض،‌تعدي و امتيازهاي غيرمنطقي بايستد و از انحراف‌هايي مانند: خودمحوري‌ها،‌تبعيض‌ها و استكبارها، همچون نيروي معدلي جلوگيري كند و اميد و امنيت بيافريند و مانع تعدي به حيثيت،‌جان، مال و آبروي مردم گردد. اما اجراي عدالت نيز چندان آسان و بدون مانع نمي‌باشد. هنگامه‌اي كه گام‌هاي نخست عدالت اجتماعي برداشته شود،‌قطعاً ‌فريادها و اعتراض كساني كه به حقوق مردم و بيت‌المال دست يازيده‌اند بلند خواهد شد. اين فرايند تا آنجائي پيش مي‌رود كه حتي براي مقابله با اجراي گفتمان «عدالت»، دست به تئوري‌پردازي و نظريه‌سازي مي‌زنند. به همين دليل است كه حضرت امير(ع) نيز فرمودند:‌عدالت ورزي از هر چيز ديگر در مقام بيان ميداني گسترده‌تر ولي در مقام عمل تنگنايي بيشتر دارد.

گفتمان بسيج، همواره دفاع از محرومين و مستضعفين جهان، و مبارزه با استكبار و استعمار قديم و نوين بوده است.‌گفتمان انتقادي بسيج در برابر ويژه‌خواري و اولويت سالاري آقازاده‌ها، مسأله‌اي است كه در چند سال اخير به عنوان يك پديده فراگير در جامعه انديشه‌اي بسيج، مورد توجه و بررسي قرار گرفته‌است. بسيجي نمي‌تواند در مقابل پديده تبعيض و رابطه محوري، تماشاچي باشد. شأن بسيجي اقتضا دارد كه در همه مواقع خطر، تن به حادثه داده و وارد ميادين درگيري و مبارزه شود. تلاش بسيج همواره در اين محور بوده است كه بتواند عدالت را به عنوان صدر فهرست مسايل كشور مطرح كند؛ يعني همانگونه كه به نمادهاي ارزشي حساسيت دارد و به بدحجابي توجه مي‌كند و آن را عدم پاسداشت خون شهدا مي‌داند،‌عدم مبارزه قضايي با مفسدان اقتصادي را نيز فرياد مي‌كشد و در مقابل استفاده نابجا از بيت‌المال خود را به آب و آتش مي‌زند.

او همانگونه كه نسبت به استفاده نابجا از ماهواره هشدار مي‌دهد در مقابل اسراف و اشرافيت دولتي و ريخت‌وپاش مسئولان نيز مي‌ايستد. بسيجي عدالت را نه يك شعار تبليغاتي و نه يك حركت تزئيني بلكه، عدالت اجتماعي را ستون فقرات انقلاب مي‌داند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 

فرمان تشكيل ارتش 20 ميليوني از سوي حضرت امام خميني در پنجم آذرماه 1358 در حالي صادر شد كه فقط 22 روز از تسخير لانه جاسوسي آمريكا سپري شده بود و احتمال طراحي انواع توطئه‌ها از سوي اين دشمن زخم خورده انقلاب وجود داشت، به ويژه اين كه اسناد به دست آمده از لانه جاسوسي وجود شبكه‌ها و جريانات مرتبط

با امريكا را از قبل تأييد مي‌كرد. در اين شرايط رهبر كبير انقلاب در جمع عده‌اي از پاسداران با اشاره به توطئه‌هاي امريكا، راه مقابله با آن را تكيه به اسلام و استفاده از پتانسيل جمعيت جوان كشور دانستند. وقايع بعدي كه تشديد روند توطئه از درگيري گروهك‌هاي مسلح در كردستان تا همكاري منافقين و ليبرال‌ها در جبهه داخلي و آغاز تهاجم نظامي عراق به جمهوري اسلامي را شامل مي‌شد عمق شناخت و تدبير امام راحل را نشان داد. در حالي كه نيروهاي مسلح آمادگي لازم را براي مقابله با اين فتنه‌ها و توطئه‌هاي گسترده نداشتند، حضور مقتدرانه نيروهاي مردمي در قالب بسيج، اين خلا را پوشش داد و توطئه گران را در نيل اهداف خويش كه براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران بود ناكام گذاشت.

حضور بسيج در ساير عرصه‌ها و پس از جنگ نيز كارآيي آن را تاييد نمود و ضمن رضايت علاقمندان به نظام، موج دشمني عليه آن را از سوي مخالفان و معاندان به دنبال داشت؛ مخالفت‌هايي كه مستقيم و گاه به طور غير مستقيم و پيچيده عليه بسيج، چهره عيان مي‌نمايد كه خنثي نمودن آن‌ها و استوار ماندن بسيج براي ايفاي نقش و رسالت خويش يعني دفاع از انقلاب، نظام و ارزش‌ها، مستلزم وجود لوزام و تمهيداتي است كه يكي از مهم‌ترين آن‌ها برخورداري از بصيرت و شناخت سياسي مي‌باشد.

گرچه گذشته بسيج هم حاكي از برخورداري بسيجيان از بصيرت لازم بوده، اما بروز شرايط جديد و احتمالات آينده ضرورت افزايش و تقويت آن را مطرح مي‌سازد كه دلايل عمده آن عبارتند از:

1- تغيير ماهيت توطئه‌ها از شكل درگيري مستقيم نظامي به صورت‌هاي پيچيده فرهنگي و سياسي كه در صوت نداشتن يا كم بودن بصيرت احتمال فريب خوردن افزايش مي‌يابد.

2- بروز فضاي فتنه كه درهم آميختگي حق و باطل شاخصه بارز آن است و براي ماندن در مسير حق بايد از نيروي بصيرت ياري جست.

3- رسالت دفاع  مردمي از سوي بسيج كه علاوه بر كسب بصيرت مي‌بايست تنوير افكار ديگران و پيشگيري از فريب آنان توسط فتنه گران را نيز بر عهده داشته باشد و براي كاهش خسارات ناشي از توطئه بايستي توان جدا كردن صف ناآگاهان از عوامل و مهره‌هاي معاند و كينه جو را داشته باشد.

4- مخدوش شدن مرز شناخت و هوشياري سياسي با ورود به دسته بندي‌ها و جناح‌هاي سياسي از سوي جريانات مخالف بسيج براي واداشتن آنان به بي‌تفاوتي كه در صورت برخورداري از بصيرت اين شگرد زيركانه و در عين حال خطرناك مخالفان بسيج خنثي خواهد شد.

بنابراين همان طور كه در گذشته، مقابله بسيج با گروهك‌هاي ضدانقلاب داخلي و مقاومت در برابر تهاجم عراق به  رغم فضاي تبليغي حمايت از گروهك‌ها و صدام بصيرت بسيجيان را تأييد مي‌نمايد، در آينده نيز بسيجيان با برخورداري از بصيرتي عميق توطئه‌ها را خنثي خواهند نمود، به ويژه اين كه دست اندركاران نيروي مقاومت بسيج علاوه بر برنامه‌هاي گذشته با اجراي طرح‌هاي جديد علاوه بر تقويت بنيه اعتقادي، افزايش بينش و درك سياسي نيروها و عمق بخشيدن به بصيرت آنان را با تلاش و همت هرچه بيشتر دنبال مي‌نمايند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 

فلسفه تشكيل بسيج، آمادگي هميشگي و حضور به موقع مردم در صحنه‌هاي مختلف انقلاب و صيانت از دستاوردهاي مهم و ارزشمند نظام جمهوري اسلامي بوده و هست. بسيج تاكنون توانسته است با برنامه‌ريزيهاي مدون و صحيح به تمام اهداف بلند و متعالي خويش نايل بيايد و اهليت و كارآمدي خود را به منصه ظهور برساند و افتخارات بزرگي را براي ملت شريف ايران به ارمغان بياورد.

براستي بايد گفت: پديده ارزشمند بسيج (ارتش 20 ميليوني) از الطاف خفيه و نعمت بزرگ الهي بوده كه براي دفاع از حاكميت دين خدا و استيفاي حقوق  مستضعفان به وديعه گذاشته شد.

تجربه دو دهه از فعاليت و عملكرد نهاد مردمي بسيج مبين صداقت و درستي و همچنين عدم وابستگي و تعلق خاطر به گروهها و جناحهاي خاصي بوده و بلكه وجود آن به اسلام و قاطبه ملت شريف و انقلابي ايران تعلق داشته و همه تلاش او از سر اخلاص براي احياء ارزشهاي اسلامي و كرامت انساني و سرافرازي مردم كشورش بكار بسته شد، و در اين راه هزاران شهيد را نثار و ايثار كرد.

بسيج در هشت سال دفاع مقدس تا آخرين لحظه با دشمن تا بن دندان مسلح جنگيد و او را از دست يازيدن به ارض، مال و ناموس اين مملكت مايوس، بله آنها را به شكست و در يوزگي واداشته است. و لذا بار ديگر توانست اقتدار ملي و شكست ناپذيري ملتش را در منظر جهانيان متجلي سازد.

گاهاً شنيده مي‌شود كه عده‌اي از تازه به دوران رسيده هاي غافل يا مزدبگير اجانب آب به آسياب دشمن مي‌ريزند و چوب لاي چرخ انقلاب مي‌گذارند. آنها مأموريت دارند تا به حربه‌هاي كهنه و ترفندهاي زشت و مغلطه‌كاري به روش سفسطه‌گران به اركان نظام مقدس اسلامي از جمله به نهاد مردمي بسيج ناجوانمردانه هجمه آورده تا شايد به آرزوهاي خيالي و نيات شوم و پليد خويش برسند (زهي خيال باطل)، غافل از اينكه بسيج جوشيده از متن مردم بوده و تا مردم هستند بسيج هم هست.

بسيج نيامده است كه زود برود، بلكه آمده است تا بماند. بسيج آب حيات از چشمه زلال ولايت نوشيده و تا زنده هست از حريم ولايت جانفشاني خواهد كرد. دوستان و دشمنان انقلاب، بسيج و بسيجيان را خوب مي‌شناسند و رشادتهاي آنان را در كوران انقلاب و مبارزه با ضد انقلاب و حضورشان در هشت سال دفاع مقدس ديدند.

بسجيان اهل بصيرتند و در شبهه افكني هاي دشمن بد دل گم نمي‌شوند و چشم به منبع نور دوخته‌اند. عده‌اي تصور نكنند كه با هتاكي و ناسزاگويي به بسيجيان مي‌توانند اين شجره طيبه و يادگار امام راحل را مايوس و سرخورده سازند! بلكه بدانند كه بسيجي عاشق اسلام و مطيع امر ولايت است و حاضر نيست صحنه جهاد و شرف را با شعار چند تا آدم بي‌هويت و نادان و اراجيف‌گو ترك كند.

امروز بسيج نسبت به گذشته قدرتمندتر و برخوردار از حمايت ميليوني مردم مي‌رود تا با اشارات مقام  معظم رهبري همه سنگرهاي عنكبوتي دشمن را منهدم سازد و از ايثار مال و جان در راه محبوب خويش دريغ نخواهد ورزيد.

انشاءالله بسيجيان با دعاي خير وليعصر (عج) و نايب بر حق آن حضرت (امام خامنه‌اي) روز به روز مقتدرتر و ماندگارتر خواهند شد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 

من در مدرسه عشق ثبت نام كردم

روي  يك نيمكت با يك بسيجي نشستم و الفباي عاشقانه حيات را آموختم .

من به دنبال او از تهران به مهران و از شمران به شلمچه رفتم

در سايت پنچ با يكديگر نخستين پرواز ملكوتي را آغاز كرديم.

ما در حلبچه يك دور كامل حوالت تاريخي را مرور كرديم و نقش چنگيز در حركت مار زخم خورده تاريخ را ديديم.

هويزه پر از پشه هاي نامرئي و آرزوهاي فرو رفته كوچك بود.

ما در پادگان دوكوهه در پوشش اساطيري اولين خوابيديم

و فصاحت شيطان گاهواره معلقات را تكان مي داد. ما در بلاغت نوراني قرآن، خود را به دامان آبي ملكوت مي انداختيم.

سوار بر ماهي يونس

با پيراهن خونين يوسف

از روياي زليخائيان مي گذشتيم.

من نمي توانستم بدون بسيج به جنگ جاهليت بروم

من نمي توانستم بدون ثبت نام در دسته مجاهدان به شكار نفس بپردازم.

بدون بسيج شناسنامه عشق باطل است.

بدون بسيج عقد محبت نابستني است

بدون بسيج هجرت امكان ندارد

بدون بسيج نمي توان هيچ ويرانستاني را آباد كرد.

بايد قايق هاي ميانه رو را تندرو كرد وبه شكار آرزهاي شناور شتافت

بايد تنگه نفس را بست و تجارت آزاد شيطان را زير گلوله گرفت

بايد بسيجيان را به كارخانه برد تا قوانين خشك مادي را در هم شكنند و چرخه‌ي كهن توليد ومصرف را برگردانند.

بايد كوچه ها و باغها را به دست بسيجي ها سپرد.

بايد خيابانها و خانه ها را به دست بسيج داد

بايد بسيجي ها را به بازار برد و آبهاي آلوده قيمت را به دستهاي زخمي آنان تطهير كرد.

هيچ جنگي بدون بسيج پيروز نمي شود و هيچ صلحي بدون بسيج پايدار نيست. بسيج عاشقي است كه مي تواند كاسه زهر را بنوشد و ترانه « احلي من العسل » بخواند

بياييد بسيج بكاريم تا استقلال درو كنيم

بياييد بسيج  صادر كنيم و پيروزي سفارش دهيم

بياييد بسيجي ها را بفرستيم به خطوط مقدم تجارت خارجي تا اجناس نوراني از بنادر بي پايان غيب بيايد

بياييد به دست بسيجي ها بركت را بسته بندي كنيم

و به نام نامي بسيج قراردادهاي بزرگ را امضاء كنيم

بسيج مي تواند سماور تركمان چاي را بجوشاند

بسيج مي تواند معاهده‌ي گلستان را پاييز كند

بسيج مي تواند معاهده‌ي رژي را لغو كند و در قهوه خانه هاي تاريخ نهضت تنباكو به راه بيندازد.

دليران تنگستان را نگاه كنيد، تنگستاني ها همين بسيجي هاي خودمان بودند.

هنوز عطر پيراهن خونين بسيج در بيشه هاي دارخوين مي وزد.
  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 

*اولين نكته اين است كه نام و عنوان بسيج، از ابتدا كه اين نهاد انقلابي تأسيس شد، «بسيج مستضعفين» بود و اكنون نيز بدون كلمه «مستضعفين» مفهوم كاملي از بسيج فهميده نمي‌شود. در آينده نيز فقط در صورتي كه اين كلمه در كنار بسيج به عنوان جزء انفكاك‌ ناپذير مفهوم اين نهاد انقلابي قرار داشته باشد، مي‌توان از بسيج همان مفهومي را فهميد و همان عملكردي را انتظار داشت كه در ابتداي تأسيس مورد انتظار بوده است

مقصود اين نيست كه به يك كلمه دل خوش كنيم و در بحث الفاظ بمانيم. كلمات، ابزارهايي هستند كه براي رساندن معاني و مفاهيم بكار مي‌روند و هر كدام ظرفي براي يك معنا هستند. كلمة «مستضعفين» با تمام مفهوم و بار فرهنگي غني و عميقي كه دارد به «بسيج» ابعاد گسترده‌اي مي دهد و هويت فرهنگي بسيج را مشخص مي‌كند. بر اين اساس، بسيج مستضعفين، يعني بسيج نيروهايي كه با بينش توحيدي براي استقرار عدالت اجتماعي در جامعه تلاش مي‌كنند و مقابله با ظلم و بي‌عدالتي و فساد را در دستور كار خود دارند.

«مستضعف» در برابر «مستكبر» قرار دارد و هدف اين است كه عنوان «بسيج مستضعفين» بطور طبيعي مفهوم ضديت با استكبار را با خود حمل كند و در لفظ و معني، از اين مفهوم عميق و كاربردي در هيچ عرصه‌اي خالي نباشد. بدين ترتيب، بسيج بايد در عرصه عمل همواره به نفع مستضعفين حركت كند و منافع نامشروع مستكبرين را به خطر بيندازد. اين، انتظاري است كه از بسيج وجود دارد و انتظاري كاملاً‌ طبيعي و بجاست.

نكته دوم اين است كه «بسيج مستضعفين» در صورتي مي‌تواند به مفهوم واقعي عنواني كه دارد و تعريفي كه از آن كرده‌ايم عمل كند كه مستقل باشد. بسيجي بايد در چارچوب سياستهاي نظام حركت كند و از هر گونه شائبه گرايش به جناحهاي سياسي مصون بماند. تا به امروز، هر چند ممكن است عده‌اي تلاشهايي براي بهره‌برداريهاي جناحي از بسيج كرده‌ باشند اما واقعيت اين است كه بسيج، مستقل مانده و فرهنگ استقلال اكنون از مقومات ماهيت بسيج است. اين فرهنگ بايد با مراقبت شديد و بدون ذره‌اي اغماض، پابرجا بماند و هيچ چيز نتواند آن را تغيير دهد و يا حتي كوچكترين خدشه‌اي به آن وارد كند.

نكته سوم اين است كه بسيج با اين دو ويژگي. يعني برخورداري از فرهنگ ضد استكباري و هويت مستقل، دشمن دارد و اگر بخواهد دست نخورده باقي بماند قطعاً دشمنيهاي موجود افزايش خواهد يافت. آنچه موجب دشمني با بسيج است اين است كه بسيج در اصل پيروزي انقلاب اسلامي، در تداوم انقلاب، در عرصه‌هاي دفاع مقدس و در مقابله با توطئه‌هايي كه عليه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي جريان يافت، نقش مهمي ايفا كرد و در يك كلام مي‌توان گفت دشمنان را ناكام نمود.

طبيعي است كه اگر بسيج بخواهد به راه خود ادامه دهد. اين دشمنيها نيز ادامه خواهد يافت. تبليغات گستردة رسانه‌هاي بيگانه عليه بسيج و شعارهائي كه به موازات همان تبليغات در سالهاي اخير در داخل كشور داده شد، اهميت نقش بسيج در پاسداري از آرمانهاي انقلاب و كيان نظام جمهوري اسلامي را نشان مي‌دهد.

و آخرين نكته، مربوط به آينده بسيج است. مسئولان نظام اگر مي‌خواهند نهاد بسيار با اهميت بسيج بتواند به وظايف خود عمل كند و با دلگرمي در همه‌ صحنه‌ها نقش سرنوشت ساز ايفا نمايد، بايد با تمام امكانات، آرمانها و ارزشها را  مورد حمايت لفظي و عملي خود قرار دهند و موانع موجود بر سر راه تجلي آرمانها و ارزشها را از ميان بردارند. بسيجيان، به اقتضاي فرهنگي كه دارند، براي امور مادي خود اهميتي قائل نيستند، آنچه به آنها براي بسيجي ماندن و بسيجي عمل كردن انگيزه مي‌دهد، احساس اطمينان به استمرار حمايت مسئولان نظام از آرمانها و ارزشهاي انقلابي و اسلامي است، آرمانها و ارزشهايي كه مبناي فكري و فلسفه وجودي بسيج مستضعفين را تشكيل مي‌دهد. دشمنان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي براي ضربه زدن به بسيج، برنامه دارند. آنها مصمم هستند بسيج را از سر راه خود بردارند. تنها چيزي كه مي‌تواند آينده بسيج را تضمين كند، حمايت همه جانبه لفظي و عملي مسئولان نظام از آرمانها و ارزشهاي انقلابي  اسلامي است. اين اقدام، نيروهاي بسيجي را دلگرم و انگيزه‌دار مي‌كند و همين كافي است كه آنها هرگز از حركت توفندة خود در دفاع از انقلاب و نظام و مقابله با دشمنان باز نايستند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 

امام علي ابن ابيطالب (ع): ما غزي قوم في عقر دار هم الا ذلوا

مكتب اسلام كامل ترين و آخرين مكتب الهي است كه رشد و تعالي بشري را از جنبه هاي مادي و معنوي به احسن وجه تضمين نموده و همواره بر تكامل ابعاد انساني,عقلاني, اخلاقي, برابري, با محوريت توحيد تاكيد داشتهو دارد.

 نبي مكرم اسلام آورنده و رسول اين مكتب,خود نمونه كامل اسلام ناب هستند كه گفتار,رفتار, سيره و مبارزه او اسلام عملي است كه تمام بشريت خاصه مسلمين بايستي از آن پيروي نماييد. حركت ائمه اطهار(ع) استمرار همان سيره نبوي است. در غيبت امام زمان (عج) ولايت فقيه استمرار همان رسالت نبوي و علوي است كه بايد تا ظهور حضرتش به طور تام و تمام آن رسالت را پپگير و جاري شدن آن را در ابعاد گوناگون جامعه تحقق بخشد كه با ايجاد حكومت اسلامي كه از همان سيره و روش پيروي مي نمايد ممكن است, ايجاد حكومت ديني,حاكميت اسلام را بر همه شئونات مسلط مي كند و از ره آورد حاكميت اسلام انسانها  به فلاح و رستگاري نايل وسعادت دنيا و آخرت آنها تضمين مي گردد.از سوي ديگر با حاكميت اسلام بر تمام شئونات جامعه تحقق عدالت و استقلال و نجات بشريت از ضلالت و گمراهي و دستيابي به آزادي واقعي و عبوديت خدا ميسور مي گردد و اين همه از دستاورد مكتب اسلام و حاكميت اسلام ممكن مي گردد و لاغير.

در قرن بيستم كه بشريت در اوج انحطاط اخلاقي و غفلت از خدا و كم بهره از مواهب معنويت است و هر روز با تزوير و ترفندي او را به سوي غير توحيد بيشتر از گذشته سوق داده و مي دهند. نهضت اسلامي در ايران به رهبري فقيه عاليقدر و نايب امام زمان (عج) حضرت امام (ره) كه گرفته از اسلام ناب محمدي (ص) هست با حضور و خواست قلبي مردم موجب سقوط رژيم 2500 ساله سفاك شاهنشاهي شد و حاكميت اسلام جايگزين آن گرديد و امام راحل فرمودند :« جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم نه يك كلمه زياد» و اين تاكيد بر جاري شدن همان سيره نبوي و علوي است كه بايد استمرار پيدا كند.

اسلام با پيشينه الهي و در خشان 1400 ساله كه با زجر طاقت فرسا فقيهان عابد و عادل استمرار پيدا كرده در سال 1357 انقلاب اسلامي با هدف حاكميت اسلام به رهبري امام راحل ( ره) به پيروزي رسيد و با خواست و علاقه بيش از 99% مردم جمهوري اسلامي در ايران تحقق پيدا كرد. و مردمي ترين حكومت ديني و مكتبي را با تقديم ده ها هزار شهيد در دوران نهضت و صدها هزار شهيد در استمرار و تثبيت آن در جهانيان ارائه نمود و امروز جمهوري اسلامي ايران پر افتخارترين حكومت ديني و مردمي جهان است و در بين جهانيان و دوستان و دشمنان مثال زدني است. عواملي كه در پيروزي و استمرار و تثبيت انقلاب اسلامي و ايجاد حكومت اسلامي و موفقيتهاي بزرگ آن در طول 22 سال عمر با بركت خود در ايران و بلكه در جهان داشته و دارد عبارت است ا ز دين اسلام ,رهبري و مردم ,كه در اين برهه همين عوامل سه گانه بايد بهتر از گذشته در صحنه با شند. 

دشمنان اسلام از صدر اسلام تاكنون با ايجاد رخنه در صفوف مسلمين و با تزوير تطميع و تهديد سعي وافر داشته و دارند كه صفوف بنيان مرصوص امت اسلام را متزلزل يا در آن شكاف ايجاد كنند كه گاهي با شبهه و ابهام واهي در عقايد ديني گاهي با قديمي دانستن مكتب گاهي با سلاح نوگرايي و تجدد و علوم تجربي و دستاوردهاي آن, گاهي با بحثهاي عقلي و كلامي و روشنفكر مابانه, گاهي با طرح مسائل اقتصادي و سياسي و نهايتا تهديدات متنوع نظامي و بحرانهاي امنيتي در داخل و خارج از مرزها متوسل و اقدام مي نمايند.

آنچه كه بسيج نقش اساسي و حياتي در حكومت براي مردم و نظام و رهبري بايد داشته باشد عبارت از آماده سازي اقشار مردم براي دفاع كارآمد و همه جانبه در مقابل تهديداتي كه به آنها اشاره شد خصوصا تهديدات فرهنگي و سياسي امنيتي و دفاعي است.

1-بسيج همان تفكر ناب دفاعي اسلامي است كه نص صريح آيه شريفه « و اعدوالهم ماستطعتم من قوه وترهبون...» به آن اشاره و بشارت دارد كه در صدر اسلام هم توسط نبي مكرم اسلام (ص) وهم امام علي (ع) با حضور مردم شكل مي گرفت و با كمك بسيج عمومي بود كه لشكرها آماده به فرمان و پشت سر پيامبر يا امام معصوم به جهاد و جنگ مي رفتند و آن فتوحات و نصرها را براي اسلام به ارمغان مي آورد. نشر اسلام و حاكميت حكومت نبوي و علوي با همين بسيج مردمي كه عمدتا در مساجد فراخوني مي شدند شكل واقعي پيدا مي كرد. بسيجيان صدر اسلام از همان مكانهاي مقدس آماده براي جها د في سبيل الله مي شدند يعني در مسجد ثبت نام مي كردند در مسجد سازماندهي مي شدند و براي آنان فرمانده تعيين مي شد. آموزش مي ديدند و سپس تجهيز و به جبهه هاي نور عليه ظلمت اعزام مي شدند و مردم آنها را با دعاي خير و در آغوش گرم و پر محبت خويش بدرقه مي كردند همانند همين حركتي كه ما بعد از 1400 سال در دوران دفاع مقدس خودمان به كرات در ايران اسلامي شاهد بوديم.

2-باهمان بسيج عمومي در صدر اسلام ساير مردم تهييج مي شدند و به ياري رزمندگان خود مي شتافتند و انواع كمكها و نيازمنديهاي آنها رااز موجودي زندگي خود تامين و فراهم مي آوردند و به جبهه روانه مي كردند.

3- بسيج مولود انقلاب اسلامي است كه در آذر 1358 همزمان با لشكر كشي شيطان بزرگ آمريكا به خليج فارس به دست امام امت تاسيس شد. استمرار بسيج و ثمرات اين فرمان الهي و تاريخي بي شك ا ز معجزات امام و انقلاب است و آثار اين معجزات (يعني بسيج) را درهشت سال دفاع مقدس بايد به طور عميق تر و اساسي ارزيابي وجستجو نمود تا نسل فعلي آينده بهتراز گذشته از بسيج اين شجره طيبه شناخت داشته و بهره ببرد تا به غفلت يا تغافل از آن نيفتند.

 

نقش بسيج مردمي در دفاع مقدس در ابعاد مختلف حايز اهميت و سر نوشت ساز بود ا زجمله در تامين نيروي انساني براي اجراي عملياتهاي آفندي و پدافندي – نقش بسيج در جمع آوري بخش عمده ا ي از پشتيبانيهاي امكاناتي مردمي به رزمندگان اسلام و همچنين نقش مهم بسيج هم زمان در مسائل امنيتي شهرها و تهييج مردم شريف در پشتيبانيهاي معنوي از جبهه ها و رزمندگان, ايامي را به ياد آورديد كه دشمن زبون و وحشي مردم بي دفاع درشهرها را بمباران مي كرد . يا ايامي را به ياد آوريد كه معراج خانه ها مملو از پيكر كبوتران خونين بال عاشورايي بود و مردم صبور با تحمل بمبارانهاي وحشيانه دشمن, استقبالي حيرت برانگيز ديگر رااز اعزام فرزندان بسيجي خود به همان جبهه هاي جهاد و شهادت به نمايش مي گذاشتند.

حقيقتا انسان متحير اين صحنه هاي بي بديل مي گشت. اينها همه ا زمعجزات انقلاب اسلامي محسوب مي شوند و ناشي ا زتفكر ديني و ايمان مذهبي مردم بود كه با اشاره امام (ره) تحقق يافتند در آن برهه بسيج در وسط ميدان و ميدان دار و هدايت گر اين حركت توفنده و عظيم مردمي بود بر اين اساس است كه بايد بسيج و بسيجي در وسط ميدان مبارزه بماند تا ارزشها زنده بماند. لذا دوران دفاع مقدس گوياي بخش مهمي از نقش بسيج درهدايت و مقاومت مردمي بوده است .

 

4- بعد از جنگ تحميلي با توجه به فراهم آمدن زمينه هاي همكاري بسيج با بكار گيري بخشي از بسيجيان در كنار دولتهاي خدمت گذار وارد عرصه هاي سازندگي شد و مسووليت مهم ديگري در راستاي سياستهاي كلي نظام با همان روحيه ايثار و خدمت به مردم پذيرفت و حقيقتا موفقيتهاي كم نظيري را بدست آورد از جمله اجراي طرح عظيم ملي واكسيناسيون فلج اطفال كه با حداقل هزينه و كمترين زمان بهترين خدمت را تقديم نمود و موجب شگفتي و تحسين سازمانهاي داخلي و جهاني و خصوصا مردم شريف ايران شد و برگ زريني در تاريخ نظام اسلامي را به ثبت رسانيد.

همچنين نقش آفريني و مسووليت پذيري بسيجيان در حوادث غير مترقبه و بلاهاي طبيعي از قبيل زلزله گيلان وسيل ويرانگر مازندران در سال 79 كه حضور و اقدام همه جانبه و گسترده بسيج و بسيجيان به صورت سازمان يافته كه به مثابه فرشتگان نجات به ياري مردم شتافتند مورد تحسين مردم و مسوولين قرار گرفتند.

عليرغم اين حضور و نقش آفريني بسيجيان در عرصه هاي سازندگي و امداد رساني به كشور و مردم لكن ا ز تمام ظرفيتهاي موجود بسيج و تواناييهاي بسيجيان بهره برداري نمي شود. متاسفانه بعضي ها هم بي توجهي ويا كم توجهي به بسيج و نقش آفريني بسيجيان در اين عرصه ها را دارند در صورتي كه بايستي به بسيج كه داراي تجارب موفق و توانمندي مختلف و فراگيري است مسووليت اساسي و بيشتري سپرده شود.

5- با اعتقاد قوي به اين كه اين انقلاب استمرار همان حركتي نبي مكرم اسلام (ص) است لذا تفكر دفاعي و استراتژي دفاعي انقلاب وحكومت اسلامي ما بايد مبتني بر بسيج مردم و حضور سازمان يافته اقشار مردم باشد يعني بسيج همه : اعم ا ز زن و مرد, كه توانايي دفاع از انقلاب را دارند طراحي شود وبه صحنه آورده شوند و آنها را در صحنه ها با سازماندهي و تمرين و ارتباط حفظ و انسجام داد.

اين تفكر بايد جدي تلقي شود و مراحل قانوني آن به تصويب برسد اگر چنين نشد قطعا نسل حال و آينده انقلاب از اين شجره طيبه متضرر و بي بهره يا كم بهره خواهد شد از سوي ديگر فزوني بسيج و گسترش آن چهره اسلامي و مردمي بودن نظام را بيشتر متجلي مي كند و امروز دو ركن مهم در امنيت ملي و استقلال سياسي كشورمان مردمي بودن نظام است كه بسيج د رحد اعلايي مي تواند تامين كننده آن باشد.

استمرار اين حركت (يعني گسترش بسيج) تضمين كننده امنيت و تقويت مقاومت مردمي است. حركت امروز در اين جهت بسيار كند است بايد بسيج در اين ماموريت ا زتنها بودن نجات پيدا كند.

6- رشد و نمو عالي تفكر مكتبي جايگاه حقيقي اش در مسجد با عنايت به نقش محوري كه در جذب و آموزش و سازماندهي مردم براي دفاع از انقلاب و تقويت بنيه دفاعي در مردم براي كشور دارد بايد اجازه كامل داشته باشد كه از مساجد به عنوان سنگر دفاع ا زاسلام و كشور به طور احسن و اكمل بهره برداري نماييد و فرزندان عزيز اسلام را در مساجد بسيج عمومي  دهد و امنيت و مقاومت محلي در داخل شهرها و كوي و برزن و روستا ها و ادارات و كارخانجات دانشگاهها رااز داخل مساجد فرماندهي نمايد لذا بايد گفت كه اگر بر سر در مسجدي تابلوي بسيج نباشد ودر آن مسجد بسيجي نباشد مسجد مثل سنگر نشده زيرا بسيج مردمي مولد تفكر مسجد است و مسجد بي بسيج مثل سنگر بي دفاع است و بدين جهت است كه بسيج مدرسه عشق نام گرفت.

7- يكي ا زمقوله هاي مهم دفاع از نظام اسلامي راه اندازي اطلاعات 36 ميليوني و خبر رساني است كه بسيج با توجه به ساختار فراگير سازماني و كميت بالاي نيروي انساني مفيدترين و كارآمد ترين و پركار ترين تشكيلات خبر رساني و امنيتي مردمي را در اقصي نقاط كشور ايجاد نمايد آن هم با صرف كمترين هزينه ها و استفاده نكردن ا ز سيستم هاي پيچيده اطلاعاتي, از آن مهم تر به بهترين شكل ممكن بسيج مي تواندمردم را د رشبكه هاي اطلاعاتي  مردمي كه بسيار روان و ساده هم هستند سازمان دهد و آنان را مستقيم بعد از آموزش مختصر در خبر رساني مسووليت دهد. و در حال حاضر از بسيج در اين وظيفه بسيار ناقص و كم بهره برداري مي شود. لذا موضوع بايد مورد بررسي و تجديد نظر جدي قرار گيرد و هم ضابطه مند شود.

8- اگر بسيج روزي به آرزوي دست يازيدني خود يعني تحقق ارتش بيست ميليوني برسد قطعا اين تحقق هزاران بركات فرهنگي سياسي و اجتماعي را در جامعه بوجود مي آورد. انواع ناهنجاريهاي اخلاقي اجتماعي و سياسي كه امروز به جان فرزندان انقلاب افتاده اين تحقق دامان آنها رااز اين ناهنجاريها پاك نگه مي دارد و جامعه اي كه د ر آن متكي به فرهنگ خودي باشد و يا در آن از ابتذال و ناهنجاري خبري نباشد يا كم باشد و جوانانش به جاي ابتلاء به اين ناهنجاريها به فرهنگ خودي معتقد و مقيد باشند يعني به اسلام و مسجد در آيند و پاي بند باشند. بي شك آن جامعه اولين و بهترين هديه و ارمغانش امنيت براي خود و ديگران است و خداي نا خواسته بالعكس .

بنابراين تصور كنيم زماني راكه بسيج محله در مسجد, بسيج دانش آموزي و معلم د رمدرسه, بسيج دانشجويي در دانشگاه, بسيج كاركنان در اداره و كارخانه, بسيج پزشكان در بيمارستان و بسيج روحانيت در حوزه ها تحقق پيدا كرده . آيا عنصر غير اخلاقي يا ضد انقلابي و امنيتي مي تواند در جامعه ظهور و بروز پيدا كند ويا تاثير گذار باشد؟ بايد همه باور كنيم ودر راس همه مسوولين معزز نظام باور كنند. چگونه باوري ؟ همان گونه كه امام راحل در سال 1358 فرمان تاسيس بسيج را صادر فرمودند و در اواخر عمر پر بركتشان با باوري عميق با آن جملات كوبنده فرمودند: اگر غفلت از بسيج كنيد به آتش دوزخ الهي گرفتار خواهيد شد. تحقق ارتش بيست ميليوني و تقويت و گسترش بسيج چنين باوري را مي طلبد اگر باور كنيم و باور كنند بسيج را ,مسلما بسيج مي تواند مسووليت خطير و بي بديل خود را (تحقق ارتش بيست ميليوني) يعني حضور سازمان يافته اقشار مختلف مردم در دفاع از انقلا ب و نظام و رهبري وكشور است ايفا نمايد ,لذا امروز به مراتب بيشتر ا زگذشته بايد پشتيباني همه جانبه ا زبسيج خصوصا  ا زسوي مسوولين محترم قواي سه گانه را شاهد باشيم .

ان شاالله مجموعه سپاه به كمك قواي سه گانه و با محوريت نيروي مقاومت بسيج بتواند فرمان تاريخي امام راحل و مقام معظم رهبري را كه همانا تحقق ارتش بيست ميليوني است طراحي و با پشتيباني ا زنيروي مقاومت خصوصا رده هاي صفي آن به ويژه حوزه و پايگاه هاي مقاومت را د رجهت اين تحقق بديهي و مقدس ياري نمايد.

 

« والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته »

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  | 

بسيج چيست و بسيجي كيست؟                          

 

 *اين پرسشي است كه بارها به ذهن هر شهروندي خطور كرده و هركس به تناوب آگاهي خود از اين دو واژه، پاسخي براي آن دست و پا كرده است.

 يكي فكر مي‌كند كه بسيج محلي براي آموزش و سازماندهي افراد مسلح براي دفاع از امنيت كشور است، ديگري بسيج را كانوني براي برقراري نظم عمومي مي‌شناسد، نفر سوم مي انديشد كه بسيج، مركز تقويت و تحكيم باورهاي فرهنگي و اعتقادي و فضايل اخلاقي است، يكي هم گمان مي كند از طريق بسيج مي‌توان كالاهاي اساسي و كمياب را ميان شهروندان توزيع كرد، آن يك به هنگام اجراي يك طرح گسترده و همگاني واكسيناسيون، ياد بسيج مي‌افتد و بالاخره كساني هم هستند كه از دريچه اين شعار به بسيج نگريسته‌اند: «توپ، تانك، بسيجي ديگر اثر ندارد» به زعم اينان هم لابد، بسيج، كانون خشونت و سركوب بسيجي چيزي معادل توپ و تانك قلمداد مي‌شود!‌ اما به راستي بسيج چيست و بسيجي كيست كه تا اين حد متنوع دربار‌ه‌اش قضاوت شده و مي‌شود؟

نيروي مسلح، آيا نشاني درست و كاملي از بسيج است در اين صورت، تفاوت آن با ارتش و سپاه چيست؟ يا اگر او را به عنوان حافظ نظم اجتماعي معرفي كنيم، پس نيروي انتظامي چه مي‌شود؟ همين طور با وجود مراكز فرهنگي نظير وزارت ارشاد، سازمان تبليغات، حوزه‌ها و كانونهاي ديني و فرهنگي ديگر، بسيج در اين زمينه‌ها چه كاره است؟ با وجود وزارت بازرگاني و سازمانهاي صنفي اقتصادي و غيره چه جايي براي بسيج اقتصادي است؟ وقتي امور بهداشتي و درماني ياري رساني و مددكاري اجتماعي متولياني همچون وزارت بهداشت و درمان، بهزيستي، كميته امداد دارد، ديگر چه نيازي به بسيج و بسيجيان است كه پاي در اين ميدانها نهند؟

به نظر مي‌رسد هنوز به تعريف درستي درباره بسيج نرسيده‌ايم. شايد اشتباه اساسي اين است كه به بسيج از زاويه يك سازمان و تشيكلات نگاه شده و كساني گمان كرده‌اند كه بسيجي يعني كارمند و كارگزار موظف و مواجب‌بگير. با اين ديد، خيلي زود مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه با وجود سازمانهاي مشخص در هر يك از آن زمينه‌ها، ضرورتي براي يك تشكيلات موازي وجود ندارد.

اما حقيقت بسي فراتر از آن چيزي است كه در ذهن سطحي نگر و ساده انگار ما جلوه كرده است. بسيج يك مكتب فكري و چارچوب عملي براي زندگي اجتماعي و كارزار در اين دنياي پرآشوب و فتنه است و بسيجي بودن يعني آگاهي از رمز و راز اين كارزار و آماده ساختن خود براي دست و پنجه نرم كردن با موانع و مشكلات و فراهم كردن شرايط زيستني پاك و زيبا در دنيايي سرشار از مسئوليت و تعهد.

از اين منظر، بسيج، قلعه مستحكمي است به گستره تمامي كشور كه تمامي شهروندان و مدير آن به فراخور حال، وظيفه‌اي در حفظ امنيت، رونق معيشت، تحكيم فرهنگ و فضيلت،آباداني و رشد و شكوه و عظمت مادي و معنوي آن برعهده دارند. در اين مكتب، انسانها با خالي كردن دل خود از هواها و اغراض شخصي، به خدا و منافع خلق خدا مي‌انديشند، اقتدار و امنيت جامعه را نه در سايه در يوزگي قدرتهاي بيگانه، بلكه از رهگذر اتكا به توانايي هاي خويش جست و جو مي‌كنند.

در جامعه بسيجي،‏ منافع باندي و حزبي راهبر و چراغ هدايت دست اندركاران نيست، بكله مسئولان براي خدمت بي‌ريا و خالص به بندگان خدا، با يكديگر مسابقه مي‌دهند.

در جامعه بسيجي، نه تنها از جنگ قدرت خبري نيست بلكه، افراد به دليل اعتقاد به تصدي امور توسط شايسته‌ترينها، از زير بار رياست طفره مي‌روند و ديگران را برخود مقدم مي‌دارند.

در جامعه بسيجي، نه تنها از حيف و ميل، دزدي و اختلاس و سوء استفاده از امكانات عمومي به نفع خود و خويشاوندان و نزديكان خبري نيست، بلكه كارگزاران حكومتي مقيدند به هر نسبت كه موقعيت و شغل بالاتري دارند، از امكانات و مواهب مادي كمتري برخوردار باشند نه اينكه چون مديران بيش از ديگران زحمت مي‌كشند، بايد ميزان برخورداريشان هم چندين و چند برابر زيردستان باشد. قناعت در چنين مكتبي، حرف اول را مي‌زند بسيجيها مصداق همان كلام معصوم (ع) هستند كه مؤمن در عين بهره‌رساني بسيار به ديگران، هزينه‌اش بسي اندك است.

در جامعه بسيجي، رشوه، پارتي بازي، زد و بند و توطئه، تبعيض و حق كشي جايي ندارد همه مي‌توانند اميدوار باشند كه براي رسيدن به حقوق خويش، از ياري ديگر شهروندان برخوردارند و نيازي نيست كه براي به چنگ آوردن حق خود، بر چهره اين و آن پنجه بكشند.

در جامعه بسيجي، هر كس داناتر، دانشمندتر، با تقواتر، قوي‌تر و خوش‌ اخلاق‌تر باشد صلاحيت بيشتري براي تكيه زدن بر كرسي مسئوليت خواهد داشت و چاپلوسان و تملق گويان و عناصر ضعيف‌النفس را راهي به مناصب حكومتي نيست.

انقلاب، بسيج و بسيجي را اين گونه تعريف كرد و امام با همين ديد بود كه آرزو مي‌كرد، خداوند او را با بسيجيانش محشور كند.

آري، قرار بود همه كشور، اردوگاه و پادگان بسيج باشد و امور نظام در دستان با كفايت و لايق بسيجيان تدبير و اداره شود. قرار بود انديشه بسيجي بر مقدرات كشور سايه افكن شود، قرار بود مجلس، دولت، دستگاه قضايي و حتي نيروهاي مسلح نيز هر يك شعبه اي از بسيج باشند نه اينكه بسيجي ها را با تير سه شعبه انزوا، كينه توزي و هتك شخصيت از جامعه برانند و چون چنين شد، ديديم و ديديد كه شد آنچه شد…

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  |