مقدمه
مطلع سخن را با گفتاري از امام راحل، پير و مراد بزرگ و قطب بسيجيان زمان، آشناترين و نزديكترين انسان با بسيجي اين عنصر پاكباز جبهه حق زينت ميدهيم:
«مبارك باد بر كشور عزيز ايران و بر ملت شريف، رزمندگاني چنين قدرتمند و عاشقاني چنين محو جمال ازلي و سربازاني چنين دلباخته دوست كه شهادت را آرزوي نهايي خود و جانبازي در راه محبوب را آرمان اصيل خويش ميدانند.
افتخار بر رزمندگاني كه جبهههاي نبرد حق را با مناجات و راز و نياز با محبوب خود عطرآگين نمودهاند. فخر و عظمت بر جوانان عزيزي كه در راهي قدم برداشته و پاسداري از مملكتي ميكنند كه شكستناپذير و سر تا سر پيروزي است.
من به شما دعا ميكنم، در مقابل خدماتي كه ميكنيد شرمنده هستم و نتوانستيم كاري انجام دهيم و شما ما را با فداكاريها و خدمتتان خجل كردهايد و شما حجت را بر ما تمام كردهايد. شما با كارهاي خودتان سبب مباهات و افتخار پيامبر اكرم (ص) شدهايد، شما امام زمان را رو سفيد كردهايد، شما در پيشگاه خداوند متعال مقامي داريد كه ما بايد به شما غبطه بخوريم. شما موجب عزت اسلام و مسلمين و مردم ايران در دنيا گشتهايد. شما تاريخ را با عظمت و معنويت خود زرين و افتخار آميز كردهايد. شما را ملائكه الهي فراموش نخواهند كرد. ارواح طيبه شهداي شما در خط مقدم به شبهاي حمله حاضر و ناظر هستند. شما ياوران خدا و پيامبر (ص) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و فاطمه زهرا و زينب كبري سلامالله عليها و امام زمان (عج) هستيد. خدا دشمنان شما را ذليل و خوار خواهد كرد.»
اين بيان بيتعارف و تكلف امامي است كه همواره راست گفت و گزافه در گفتارش راه نداشت. بنابراين شناخت وجودي اين چنين با عظمت از ضرورتهاي بزرگ است و ميسر نميگردد مگر با روش و معيارهاي همان امام بزرگ. «بسيجي» از جمله واژههايي است كه به لطف انفاس قدسي امام، تنها در لغتنامه و دائرهالمعارف انقلاب اسلامي يافت ميشود.
بدين ترتيب معلوم مي شود كه بسيجي مفهومي كليتر از رزمنده است چرا كه مراتب بندگي فقط در جنگ نيست كه تبلور مييابد بلكه در تمام شئون زندگي بشري عينيت دارد. بسيجي كسي است كه در هيچ يك از دستهبنديهاي مادي و متعارف قرار نميگيرد.
نه متعلق به حزب است و نه متعلق به زمان، مكان، طايفه، صنف بخصوصي و نه هر دستهبندي ديگر، عبد خداست و انساني از تبار ابراهيم (ع) كه اسماعيلوار، مصصم و عاشقانه به مسلخ عشق ميرود؛ راه حق ميجويد و سالك هميشه كوي دوست است.
« دكتر سيدحسن فيروزآبادي »
ويژگيهاي تفكر بسيجي
تفكر بسيجي با اوصاف اعجابآورش چيزي نيست جز برنامه بينظير توحيد و عدالت خواهي و شاخصههاي آن چنين است:
1. پيوند و بيعت با ولايت: از محمد (ص) و علي (ع) تا مهدي (عج) و در زمان غيبت با ولايت فقيه
2. ايمان و اخلاص: تفكر بسيجي بيش از هر چيز بر ايمان خالص و محض به غيب مبتني است، ايمان به الله با همه اسماء و اوصاف جمال و جلالش بدون ذرهاي ترديد با شرك.
3. حريت در عبوديت: در اين مكتب بندگي نه از روي طمع و نه از روي خوف بلكه از روي آزادگي و عشق به معبود است؛ همان گونه كه امير مؤمنان در وصف خويش بيان فرمود لذا بسيجي بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از اين است كه غير از اين باشد.
4. اطاعت آگاهانه: از آنجا كه بسيج در اصل خود تبلور آيه شريفه «اطيعوا الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم» (نساء – 159) است، بدون ترديد اطاعت و فرمانبرداري آگاهانه در تفكر بسيجي جايگاه منحصر به فردي را به خود اختصاص ميدهد زيرا در تفكر بسيجي عنايت نهايي براي انسان، كسب رضايت معبود است و چنين غايتي جز با فرمانبرداري مطلق از اوامر الهي كه همانا عمل به تكليف معين شده از سوي امام و ولي فقيه در زمان غيبت است، حاصل نميشود.
5. عدالت خواهي: از مهمترين ويژگيهاي تفكر بسيجي عدالت خواهي همه جانبه است در همه ابعاد اجتماعي، حقوقي، سياسي، اقتصادي، اخلاقي.
بسيجي تفسير عدالت علي (ع) است كه به قيمت تمام جهان حاضر نيست به قدر گرفتن پوست جويي از دهان مورچهاي به كسي ستم كند اگر چه آن كس دشمن او باشد. بسيجيان به حكم «كونوا قوامين لله شهداء بالقسط...» (مائده – 8) قائمان به قسط هستند و بد كاري هيچ قومي آنها را به ستمكاري نميكشاند. خودداري رزمندگان ما از مقابله به مثل با جنايات صدام عليه مردم از همين تعهد ناشي ميشد.
6. ظلم ستيزي: بسيجي مصداق فرياد عادلترين مظلوم و مظلومترين عادل خلقت يعني فرياد «كونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا» كه امير مؤمنان (ع) است. بسيجي فرمانبردار امامي است كه فرمود: «ما تا آخر در كنار مظلومان جهان ميايستيم و با ظالم ميجنگيم» يعني ما تا فناي فتنه در جهان مجاهده ميكنيم (انفال – 39) و در ميدان مبارزه با ظلم، لبه تيز شمشير خود را متوجه ريشه همه مظاهر فرهنگي، حقوقي. اقتصادي. سياسي و اجتماعي ستمگران ميكنيم و تا قطع تمام آن ريشههاي متعفن از پاي نخواهيم نشست.
7.شهادت طلبي: اشتياق غرقه شدن در خون خود همواره بزرگترين آرزوي اولياي الهي بوده است و «فزت و رب الكعبه» زبان حال همه عاشورايياني است كه يك عمر استغاثه براي توفيق شهادت در راه خدا را پيشه خود ميساختند و در انتظار آن بيتابانه لحظه شماري ميكردهاند.
داستان پيشي گرفتن اصحاب امام حسين (ع) در ميدان كربلا و رزمندگان ما در ايام دفاع مقدس علاوه بر اثبات اين حقيقت شگرف، گوياي اوج از خود گذشتگي و كمالي است كه از آشكارترين ويژگيهاي تفكر بسيجي است.
8. ايثارگري كريمانه: هر چند ايمان خالص به غيب، اين باور را كه انسان هر چه را در اين دنياي مادي در راه خداوند از دست بدهد در واقع حقيقت آن را اعلا مرتبهاش به دست آورده است، در تفكر بسيجي ايثارگري معناي گستردهتري دارد و آن از خود گذشتگي است به تمام معنا. همه چيز براي رضاي خداوند در طبق اخلاص گذاشته ميشود.
9. زهد و قناعت: پس از روشن شدن ارتباط عميق ايثارگري با تفكر بسيجي، ديگر نميتوان آن را منهاي زهد و قناعت تصور كرد زيرا اساس اين تفكر بر چيزي است كه حتي سايه رفاه طلبي، راحت طلبي، شكمبارگي، اسراف، تبذير، تجمل پرستي، دنيا دوستي، در قاموس آن راه ندارد.
تفكر بسيجي اين است كه بار زهدي عليوار، توشهاي از سادهترين طعامها و سرپناهي از بيتجملترين بناها و پوشاكي از مردميترين پوششها را به همراه دارد. بسيجي هنوز تصوير خانه گلي علي (ع) و اتاق كوچك امام خميني «ره» و حسينيه بي تجمل جماران را بر لوح دل خويش دارد و مي داند كه:
«تفكر بسيجي يعني عزم راسخ مبارزه و اين همان طور كه امام بسيجيان فرمود: با رفاهطلبي و راحت طلبي هرگز سرسازش ندارد.» (امام خميني «ره»، فرياد برائت 1366)
10. تواضع و صميمت: اصولاً آن چه بوي تكبر و خود بيني ميدهد هزاران سال از فرهنگ متعالي بسيج و تفكر بسيجي فاصله دارد زيرا بسيجي بيش از هر چيز همه سدهاي منيت و خودبيني را در هم شكسته است او در ميان اسماء الهي محو، و در ميان بندگان خدا ناشناس است، او علو و مرتبت را از آن خدا ميبيند و اسوهاي دارد كه هر گاه تازه واردي بر جمع او و يارانش وارد ميشد، نميتوانست بدون راهنمايي ياران ديگر او را از ديگران بازشناسد (سنن النبي علامه طباطبايي) او سردار رشيدي چون مالك اشتر داشته است كه از شدت تواضع، جاهلان بر او جسارت ميكردند و او با كرامت آنان را دعا ميكرد.
او امامي دارد كه دعوت فقرا را به صرف غذايي از آب استخوان پخته ميپذيرد و پيامبري دارد كه چون بردگان، متواضعانه مشي ميكند و همچون آنان طعام صرف ميكند و همچون آنان جلوس ميكند در حالي كه عزيزترين و شريفترين است نزد خداي (نهجالبلاغه خطبه 159 از فراز 22). خود او آن گاه كه در كنار زيردستان خود بر پشت وانت سوار ميشود و ديگران را بر جاي بهتر مينشاند ميخواهد بگويد كه من پرچمدار تفكر بسيجيام. تفكر آن پيامبري كه در زمان رواج رفتارهاي اشرافگرانه و استكباري سفيانيان در اوج عزت و اقتدار بر استر يا چارپايي بدون زين و پالان سفر ميكرد (سنن النبي علامه طباطبايي) بر بوريايي ميآرميد و پياده مسافتهاي طولاني كوچههاي مدينه را طي مي كرد و همه اينها در حالي بود كه حتي جبرئيل شايسته همراهي او تا «قاب قوسين اوادني» (النجم – 9) نبود.
11. شجاعت و دلاوري: حركت شجاعانه پيامبر اكرم (ص) در صفوف مقدم نبرد با دشمنان، مبارزه يك تنه حضرت امير (ع) با قويترين پهلوان عصر خويش آنجا كه يك ضربت او بر همه عبادات جن و انس برتري يافت و ايستادگي شجاعانه مظلومان كربلا در برابر سپاه بيشمار قساوت پيشگان يزيدي همه و همه برگهاي زريني از پرونده درخشان شجاعتهاي اعجاب انگيز تربيت شدگان مكتب اسلام ناب يعني تفكر بسيجي است.
12. صلابت و كوبندگي: تفكر بسيجي آن گاه كه دفاع از كيان اسلام و عزت مسلمين و حقوق مستضعفين در ميان باشد، صيقل دهنده شمشير عدالتجو و ظلم ستيز رزمندگان و استحكام بخش گامهاي استوار همراهان و ياران رسولالله خواهد بود. چه اينان در كنار رسولالله (ص) اشداء عل الكفار (فتح – 21) هستند و نامشان چون نام مولايشان لرزه بر اندام منحرفان و مفسدان مي اندازد.
13. ابتكار و خلاقيت: طراحي خندق در نبرد احزاب، آنگاه كه جمعيت مؤمنان در محاصره سهمگين كفار و مشركين قرار داشتند، نشان داد كه عنايت الهي چگونه اذهان اهل ايمان را به نور خود پويا ميكند و البته اين امري بديهي است. او خود وعده فرموده: «ان تتقوا الله يجعل لكم فرقاناً». (انفال – 29) او كه به اهل تقوي شناخت عالي از همه رموز خلقت ميدهد، طبيعي است كه كشف رموز جهان مادي در چنين مكتبي براي اهل ايمان و تقوي بسيار پيش افتاده خواهد بود.
تفكر بسيجي، ذهن را چنان صيقل ميدهد كه پردههاي غيب را كنار ميزند. حال چگونه در وادي روابط و حوادث مادي چيزي بر صاحب اين تفكر ميتواند پوشيده بماند. اقدامات شگفتآور امام بسيجيان در مقاطع مختلف انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و نيز صدها نمونه استثنايي از ابتكارات رزمندگان اسلام در صحنههاي دفاع مقدس، حقايقي است كه نشانگر شكوفايي استعداد ابتكار و خلاقيت در مؤمنان است.
14. شاخصههاي ديگري نظير عزت نفس، گمنامي و دوري از شهرت طلبي. مديريت و تدبير شايسته، غيرت و جوانمردي، تعهد و وفاداري، صبر و پايداري، ترحم و نوعدوستي حتي با دشمنان، عبادت و استغاثه به درگاه خداوند، تكبر در برابر استكبار و ... نيز همگي در فرهنگ و تفكر بسيجي از درخشندگي خاصي برخوردارند كه به جهت رعايت اختصار از بيان آنها پرهيز ميشود.
فرماندهان جنگ
با نگاهي به فرماندهان دوران دفاع مقدس ميبينيم «فرمانده» بسيجي خود بسيجي رشيد و پيشروي است و ميتوان گفت فرمانده بسيجي خود نميتواند، جز بسيجي باشد؛ چرا كه فرمانده تنها هنگامي در سازماندهي، راهبري، تهييج و عملكرد نيروهاي خود موفق است كه بر قلبها و دلهاي آنان فرمان براند نه فقط بر اجسام و شمشيرهايشان. اگر ميبنيم كه سرداران والامقامي چون شهيد باكري، شهيد حاج همت و شهيد خرازي چنين بر نيروهاي تحت امر خود تأثير گذاردند، بدين دليل است كه آنها فقط فرمانده نظامي نيروهايشان نبودهاند، بلكه قبل از چيز آنها خود «بسيجي» بودهاند يعني در ميدان جنگ و افتخار علمداري و جلوداري سپاه را بر عهده داشتهاند و در وقت عبادت و نياز، پارساترين بندگان بودهاند. اين است معني تجلي فكر بسيجي در فرمانده جنگ. همراه با رزمندگان و نشستن و برخاستن و در عين حال در عوالمي ديگر به سير و سلوك پرداختن؛ همانگونه كه مولاي متقيان در موردشان ميفرمايد:
اهجم بهم العلم علي حقيقه البصيره و باشروا روحاليقين و استلانوا ما استوعره المترفون و انسوا بماستوحش منه الجاهلون و صحبو الدنيا بأبدان اروحها معلقه بالمحل الاعلي؛ اولئك خلفاء الله في ارضه و الدعاه الي دينه، آه آه شوقاً الي رويتهم. (حكمت 147- نهجالبلاغه)
امواج علم براساس حقيقت ادراك و بصيرت بر آنها هجوم برد و يكباره آنان را احاطه كرد و جوهره ايمان و يقين را به جان و دل خود مس كردند.
آنچه را خوشگذرانها سخت و ناهموار داشتند، نرم و ملايم و هنجار انگاشتند و به آنچه جاهلان از آن در ترس و وحشت بودند انس گرفتند.
فقط با بدن خاكي خود همنشين دنيا شدند، با روحهايي كه به بلندترين قله از ذروه قدس عالم ملكوت آويخته بودند. ايشانند در روي زمين جانشينان خدا و داعيان بشر به سوي دين خدا. آه آه چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم!
با بهرهگيري از مصونيت و حكمت اميرالمؤمنين عليهالسلام از زاويه ديگري به موضوع مورد بحث نظر بيفكنيم. در تعريف بسيجي گفته شد كه او ثمره اصل ولايت فقيه است و در نتيجه شيفته آن. از آنجا كه اولين ولايت از حضرت رسول اكرم (ص) و سپس از آن امير مؤمنان علي (ع) است بنابراين بسيجي در واقع شيعه راستين علي (ع) بيترديد صحابه حضرت امير (ع) از جمله اولين «بسيجي»هاي تاريخ اسلامند.
همه آن تعاريفي كه درباره بسيجي قبلاً گفته شد در اصحاب حضرتش متجلي است. آنها هم مانند بسيجيهاي زمان ما انسانهاي عاشق و شيدايي بودهاند كه عنان هستي خود را مطلقا در اختيار امام خويش قرار داده بودند.
اگر صحابه امير المؤمنين (ع) در واقع بسيجيهاي آن زمان بودهاند بيشك وجود مقدس اميرالمؤمنين (ع) نيز فرمانده آنها محسوب ميشوند كه مولاي ما مقام معظم رهبري حضرت آيتالله خامنهاي فرمودند بسيجي، علي (ع) است. بنابراين تجلي تفكر بسيجي در فرمانده را ميتوان در سخنان و مكتوبات گهربار علي (ع) و در چهره سيرة پيروان راستين امير المؤمنين يعني فرمانده بسيجي صدر اسلام و فرماندهان بسيجي دفاع مقدس مشاهده كرد.
حقانيت دفاع مقدس
در بيشتر جنگهايي كه در جهان رخ داده است ديده ميشود كه متجاوز و مدافع از هر دو از مسير حق و حقيقت دورند و مدافع، جان و مال در برابر ارزشهايي ميبازد كه در اصل كم بهاست و از نظر حق طلبي يا دفاع براي حق، هيچ ارزشي براي اين دفاع نميتوان قائل شد. هر چند كه در بخشي از همين جنگها مدافع و متجاوز هر دو به اندازه متعارف از مسير حق دورند يا حتي مدافع نادان خوي تجاوزگرانه پيشينيان خود را پرداخت مي كند و ... لكن دفاع مقدس متعلق به نظامي است كه به هيچ وجه شائبه باطل و حركت خلاف مسير حق در آن راه ندارد كه اثبات اين امر در حقيقت به منزله اثبات نور و روشنايي است كه در ابعاد و روشها و سليقههاي گوناگون انجام شده است و مجال آن در اين بحث نيست.
هدفهاي دفاعي
در اغلب نبردهاي دفاعي، همچنان كه ذكر شد، اهداف و موضوعاتي كم ارزش و غالباً مادي مطرح است؛ حداكثر اين است كه داعيه دفاع از وطن دارند! حال اينكه در دفاع مقدس بحث بر سر حفظ و دفاع از انقلاب اسلامي و عزت و شرف اسلام، قرآن، ولايت و مسلمين است و متجاوز در پي رويارويي با انقلاب اسلامي و كوبيدن عزت و شرف مسلمين بود؛ هر چند كه در اين راستا دفاع از استقلال و تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران به عنوان مركز اسلام ناب نيز مطرح بود و اين موارد نيز جايگاه مهمي در اهداف دفاعي جمهوري اسلامي ايران دارد اما همانطور كه گفته شد در اساس هدفهاي دفاعي ما، دفاع از انقلاب اسلامي و عزت و شرف و مصالح و منافع امت اسلام مطرح است كه در كمتر جنگي چنين اهدافي معنوي، فراگير و الهي بوده است.
هدفهاي رهبري و فرماندهي صالح
در اغلب جنگهاي متعارف و متداول، متجاوز و مدافع براي دسترسي به اهداف خود از هيچ حيله و ترفند و بكارگيري هر روش ممكن ولو نامشروع، غفلت و پرهيز نميورزد، حال اينكه در دفاع مقدس به رغم فشارهاي ناجوانمردانه دشمن و اتحاد و يكپارچگي دنياي كفر و استكبار عليه ما، ميدانداران اين دفاع مقدس با رهبري و فرماندهي حضرت امام خميني، آن مرد صالح بزرگ از روش و ابراز حق غفلت و دور نجستند و در همه عرصهها سعي بر ارائه روش اسلامي قرار داشت.
ايمان مذهبي در دفاع مقدس
ايمان مذهبي در دفاع مقدس در صحنههاي گوناگون و افراد مختلف مانند فرماندهان جنگ، نيروهاي رزمنده، فرمانده معظم كل قوا و... هر يك به گونهاي است كه تبلور و تجلي خاص خود را داشته است كه شايسته بود در صورت مجال بيشتر به صورت مستقل به هر يك پرداخته شود كه ما به بيان كليترين آن بسنده ميكنيم.
1. استراتژي دفاع مقدس از ابتدا تا انتها تبلور ايمان مذهبي با امامت و فرماندهي امام
2. هدفها و روشهاي دفاعي ملت ايران تبلور ايمان مذهبي آنها با امامت و فرماندهي امام
3. جلوههاي خلوص و معنويت در جاي جاي دفاع مقدس
4. تحمل سختيها و شدايد در صحنه ها و عرصه هاي مختلف نبرد
5. ايثار و از خودگذشتگي باور نكردني براي بسياري از مردم جهان
6. جلوه هاي گوناگون تعبد و تهجد در دفاع مقدس
7. عمل به تكليف و اصل را بر انجام وظيفه گذاردن نه نتيجه
8. نصب العين بودن سفارش هاي پيامبر اكرم (ص)، ائمه (ع) و... در مدارا با اسيران، پرهيز از روش هاي غير اسلامي و ...
9. شهادت را فوز عظيم دانستن و به استقبال آن رفتن
10. خدا را در همه حال اصل قرار دادن و به او توجه داشتن
11. برتري دادن منافع و مصالح نظام بر منافع خود، خانواده، آيندهنگري هاي مادي و ...
12. پيشي گرفتن در خيرات و پيشقدمي در خطرات
13. پرهيز از عجب و غرور در پيروزيها و نااميدي و يأس در عدم موفقيتها
14. كارها را به خدا واگذار كردن و اتكا و اتكال معنوي و عميق به خداي يگانه
تبلور روحيه بسيجي فرماندهان در تاكتيك و تكنيك در دفاع مقدس
اگر بپذيريم كه تاكتيك، روش و شيوه كلي انجام كاري و تكنيك، انجام ماهرانه آن كار باشد، بايد گفت در دفاع مقدس ما اوج تاكتيك و تكنيك را كه الهام گرفته از ايمان مذهبي، روحيه بالا و انگيزه انجام كار است، مشاهده ميكنيم. اين در حالي است كه بخش عظيمي از پيكره اين دفاع مقدس، آموزشهاي كلاسيك را نديده بودند. از سوي ديگر مواردي از ابتكار و خلاقيت در عرصه تاكتيك يا تكنيك توسط دشمن بعثي و در مقابله با ما اگر ديده، يا گزارش شده است با حيلت شياطين و همفكري مستشاران و كارشناسان خارجي و بهرهگيري از تكنولوژي پيشرفته است كه آن را بايد به منزله امداد استكباري و دنيايي براي دشمن قلمداد كرد. مواردي از جلوههاي تكنيك و تاكتيك را در دفاع مقدس مرور كنيم:
الف – يكي از اساسي ترين و مهمترين اصول نظامي اين است كه در جنگ همواره از نقاط قوت دشمن پرهيز و بر نقطه ضعف او حمله برد. همچنين نگذاريم دشمن از نقاط قوت خود عليه ما استفاده كند و عليه نقاط ضعف ما وارد عمل شود. بطوري كه ثابت شده است سرنوشت بسياري از شكستها و پيروزي ها در تاريخ، مرهون به كارگيري يا عدم توجه به اين اصل بوده است. تاريخ دفاع مقدس پر است از تاكتيكهايي كه رزمندگان اسلام در اين رابطه به كار بسته اند از قبيل:
1. عمليات در هور و بي اثر كردن يگانهاي تانك دشمن (البته منظورهاي ديگر هم بوده است.)
2. عمليات در كوهستان و بي اثر كردن يگانهاي مكانيزه و زرهي دشمن
3. عمليات در مناطق ذوعارضه به منظور حداكثر بهرهمندي از توانمنديهاي نيروي خودي
ب – تاكتيكهايي كه هم به منظور بي اثر كردن نقطه قوت دشمن و هم به منظور غافلگير كردن دشمن انجام ميشد از قبيل:
1. عمليات شبانه كه عمده عمليات هاي رزمندگان اسلام را تشكيل مي دهد.
2. عمليات فريب تاكتيكي و ...
پ – تاكتيكهايي كه زمان و مكان انجام عمليات در وهم و تصور نظامي و كاربردي دشمن نميگنجيد مانند:
1. عمليات والفجر 8 (در مكاني كه دشمن آن را بعيد ميدانست.)
2. عمليات كربلاي 5 (در زمان و مكاني كه دشمن بعيد ميدانست.)
3. عمليات والفجر 9 (در زماني كه دشمن انتظار آن را نداشت.)
و ...
ت – تاكتيكهاي ويژه عمليات نامنظم كه با برد، عمق، غافلگيري و سرعت هر چه تمامتر انجام ميگرفت نظير عمليات فتح.
ث – تاكتيكهاي عراقي كردن جنگ و استفاده از كردهاي شمال عراق و شيعيان جنوب كه با كمترين هزينه، بيشترين و سنگينترين ضربات را به رژيم بعثي فرود ميآورد.
ج – تاكتيكهاي ويژه و منحصر به فرد مربوط به فرماندهي و كنترل نيروها با توجه به چندگانگي نيرو در جبهه
ح – تاكتيكهايي كه عمدتاً تكيه بر نقطه قوي نيروهاي خودي (نيروي عظيم بسيج و انسانهاي با انگيزه و ...) داشت و ... در عرصه تكنيك نيز به مواردي همچون:
1. تكنيكهاي عبور از رودخانه (مانند والفجر 8 و ...)
2. تكنيكهاي عبور از هور (مانند خيبر و ...)
3. تكنيكهاي عبور از خطوط مقدم (در بيشتر عملياتها)
4. تكنيكهاي فريب و نمايش قدرت (الكترونيكي، ماكت، جابجايي، اطلاعاتي و ...)
5. تكنيكهاي رزم شبانه (نوار شبرنگ، مبنا كردن خط هجوم، تكبير و صلوات و ...)
6. تكنيكهاي رزم دريايي (تصرف اسكله البكر و الاميه، حمله قايقهاي تندرو، نصب تجهيزات روي شناورهاي سبك و ...)
7. تكنيكهاي شناساسي (پرنده هاي بدون سر نشين، نفوذ، برجكهاي متحرك و ...)
