تبليغاتX
عملیات پایگاه بسیج شهدای ایرنا - كانال

عملیات پایگاه بسیج شهدای ایرنا

در مورد گوشه اي از عملیاتهای 8سال دفاع مقدس و سرداران شهید

 درعمليات كربلاي 5 در يك نقطه در كانال بوديم شب را آنجا مانديم و صبح هواپيماهاي عراقي آمدند و آنجا را بمباران شيميايي كردند. بچه ها ماسك را زدند ولي بعضي فيلتر ماسك نداشتند بنامعلي محمدزاده انتهاي كانال نشسته بود؛ وقتي شنيد بعضي ها ماسك و فيلتر ندارند ماسك خودش را در آورد و گذاشت كنار كانال بعدازظهر آن روز وقتي او را ديدم خون چشمهايش را گرفته بود گفتم؛ وضعيت خيلي خراب است برو اورژانس. گفت: مگر چه شده است, از وضع خودت خبر نداري ، برو چشم هاي هردويمان سرخ سرخ شده بود ولي چشم هاي محمد زاده در بد وضعيتي بود. گفتم : وضع تو خراب است بهتر است بروي اورژانس . هر دو به هم گفتيم و آخر سر هم هيچ كداممان نرفتيم . در ادامه عمليات كربلاي 5 داشتيم مي رفتيم به طرف كانال ماهي. محمد زاده در جلوي ستون بود عراقي ها شيميايي زدند، همه زود ماسك ها را زديم. يك دفعه شنيديم يكي از پشت سر داد مي زند. برگشتم پشت سر را نگاه كردم يك بسيجي بود، آن بسيجي كمي عقب مانده بود و مي گفت: ماسكش را گم كرده است، فرمانده محمد زاده دويد طرف بسيجي و ماسكش را درآورد و به آن بسيجي داد و گفت : سريع بزن محمد زاده يك چفيه انداخته بود دور گردنش آن را با قمقمه اش خيس كرد و گرفت جلوي دهانش , بچه ها رفتند طرفش و خواستند ماسك خودشان را به او بدهند قبول نكرد و گفت: دستور مي دهم كسي ماسكش را درنياورد كنار بچه هاي گردان در موقعيت كانال ماهي مستقر شده بوديم نزديك اذان صبح بود عراقي ها تانك هايشان را در روبرو آرايش مي دادند. گلوله هاي توپ فرانسوي و خمپاره مي افتد دور برمان. بي سيم زدند و گفتم: آيا فرمانده گردان رسيده آنجا، گفتند رسيده است. گفتم بگوييد وضعيت خيلي بد است فعلا نيايد، بي سيم چي گفت: محمدزاده مي گويد حتما بايد برود كنار بچه هاي گردان . درهمان موقع كه داشتيم صحبت مي كرديم يك گلوله تانك خورد جلوي سنگر ديدگاه . بي سيم چي گفت : گلوله تانك بعد از اينكه اصابت كرده جلوي سنگر , خورده است به محمد زاده, بچه ها مي گفتند : اعضاي شكم محمد زاده متلاشي شده بود و وضعيتش به گونه اي بود كه امكان حملش نبود. او را مي گذارند لاي پتو مي خواهند برسانند پاي آمبولانس . مي گفتند در آن لحظه تشهدش را گفت و چشم هايش را بست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرهاد شرف پور  |